محمد حسین در سال 1349 در خانوادهای فقیر ولی کاملا مذهبی و دوستدار مکتب تشیع در نجف آباد دیده به جهان گشود. پدر خانواده به دلیل سانحه تصادف از کار افتاده و تنها در مسجد محل، خادم بود. مادر نیز خانهدار و به امور فرزندان مشغول بود ولی از راه نانپزی در خانهها کهکاری بسیار پر مشقت بود، به تأمین نیازهای مادی خانواده کمک میکرد. خانواده محمد حسین با تولد او به یک جمع هفت نفره مبدل گردید. هر سه خواهر و یک برادر بزرگتر ایشان به شغل قالیبافی مشغول بودند و با تلاش و جدیت فوقالعاده از این راه سهم عمدهای از نیاز معیشتی خانواده را جبران میکردند. محمدحسین نیز از 5 سالگی به خواهران خود در امر قالیبافی کمک میکرد. شرایط سخت زندگی سبب شد که محمد حسین پس از پایان دوره ابتدایی به مدت سه سال ترک تحصیل کند و به قالیبافی و ترسیم نقشه فرش و در کنار آن مطالعه دروس حوزوی مشغول شود. پس از آن نیز مجددا در مقطع راهنمایی تحصیلات کلاسیک را شروع کرد و به موازات آن حرفه نقشهکشی را برای کسب مخارج تحصیلی و کمک به نیازهای مادی خانواده ادامه داد. این روند ادامه داشت تا مقطع دبیرستان را نیز به همین منوال طی نمود و با تحمل زحمات شبانه روزی، پر افتخار زندگی کرد و به تحصیلاتش ادامه داد.
محمد حسین از همان اوان کودکی در نماز جمعه شرکت میکرد و شور و حال خاصی داشت و با وقار و شوق و علاقه خاصی شرکت مینمود و همچون مردی بزرگ و هدفمند در صفوف دشمن شکن واقعی نماز آن زمان به وعظ و خطابهها گوش فرا میداد.
از سال 1351 که یک شخصیت فعال مذهبی با یکی از خواهران محمد حسین ازدواج نمود وفعالیتهایی را در شهر شروع کرد، محمد حسین نیز جذب جلسات قرآن و سخنرانیهای مذهبی او شد و یکی از بارزترین شاگردان مکتب قرآن این شهر گردید. در آن زمان تنها 12 سال داشت که با نوشتن و خواندن مقالات و احادیث و قرآن در جلسات پرجمعیت و گسترده شهر و استان و کشور مثل دیگر شاگردان این مکتبخانه زبانزد خاص و عام گردید.
جملاتی را نقل از استاد او میخوانیم: