شهید محمدحسین امینی در روز هفتم شهریورماه 1344 در خانواده مذهبی بدنیا آمد در سن هفت سالگی به مدرسه رفت و تا کلاس چهارم درس خواند او از کودکی دارای روحیه متعبد و سرشار از فروتنی و تواضع داشت از کودکی در مکتب امام حسین (ع) تربیت یافت و در مجلس روضه خوانی و دعا شرکت فعال داشت .
موقعی که مدرسه را ترک نمود در کنار پدرش به کار کشاورزی مشغول شد بعد چون به شغل بنایی علاقه زیادی داشت با برادر بزرگش به کار بنایی مشغول شد. بواسطه روحیه مذهبی که داشت خیلی زود با مسائل اسلامی آشنا گشت و همیشه اعمالش با مسائل اسلامی وفق داشت بدنبال آغاز تظاهرات ملت مسلمان ایران در سال 1356 فعالیت چشمگیری داشت .
چند روزی به سفر مشهد مقدس رفت از سفر که برگشت به مادرش گفته بود من می خواهم ازدواج کنم که اگر به شهادت رسیدم نصف دینم کامل باشد و فرزندی هم از خودم به یادگار بگذارم او در سال 1360 با دختر خاله خود ازدواج نمود .
همسرش میگوید او مردی مومن و مهربان بود چند ماهی بعد از عروسیش به طور داوطلبانه به جبهه رفت و مدتی را با دشمن جنگید و روزی به خانه برگشت وقتی به خانه آمده بود به او گفته بودند چند روز دیگر پدرش از مسافرت خانه خدا بر میگردد . گفته بود چند روزی را صبر میکنم که پدرم از خانه خدا برگرددو با او خدا حافظی میکنم ولی چند روز زودتر از اینکه پدرش از خانه خدا برگردد به جبهه رفت و گفته بود آنجا به من نیاز بیشتری هست با مادرش خداحافظی کرد و از او حلالیت طلبید و از او خواست که به پدرش سلام برساند و به او بگوید مرا حلال کند که خیلی دوست داشتم او را ببینم و چون که قبلا خواب یکی از هم رزمان خود را دیده بود به او گفته بود من می روم و تو هم بیا . می دانست که شهید می شود و دیدارش به قیامت می افتد و به همسرش هم گفته بود من کفش ورزشی می پوشم و می روم که اگر من شهید شدم و جسمم را آوردند موقعی که می آیی بالای سرم از کفشایم مرا بشناسی چون تعداد ما زیاد است .
وی به جبهه رفت و در عملیات محرم در منطقه ای بنامه چم هندی در روز یازدهم آبان هزارو سیصد و شصت و یک به شهادت رسید.
ایشان دردورانی که جبهه بودند نامه زیادی می نوشت و در وصیت نامه خود برای فرج امام زمان و اینکه بعد از من در بسیج شرکت کنید و اگر من به شهادت رسیدم مادرم زینب گونه برایم گریه کند.
یکی از خاطرات دوران حیاتش این بود که به عکاسخانه رفت بود و به عکاسی گفت بود من دوست دارم در روز و ساعت نامزدیم عکس یادگاری داشته باشم او هم گفته بود دستت را به چانه بگذار و عکس بگیر و علت اینکه عکس او با بقیه شهدا فرق دارد این بوده است.
او دارای یک فرزند میباشد که یک ماه بعد از شهادتش به دنیا آمد ولی از آنجا که روح رشادت و مبارزه او لحظه ای ازجبهه ها غافل نبود در چند نوبت به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد و سرانجام در عملیات محرم به درجه رفیع شهادت نائل گشت و به خیل شهدای اسلام پیوست .
بسم الله الرحمن الرحیم
ان ا... یجب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص
خداوند دوست می دارد آنانرا که پیکار می کنند در راه خدا همچون سد آهنین همدست و پایدار.
اول حمد و سپاس بر خدای عزوجل و سپس درود او بر محمد و آل محمد (ص) و بر مهدی صاحب الزمان (عج) و سلام بر امام امت خمینی روح خدا فرماندۀ کل قوای و سلام بر بازوان توانمندش و امید آینده او و امت اسلامی حضرت آیت ا... العظمی منتظری و آیت ا... مشکینی و با سلام بر شهیدان و معلولین و مجروحین انقلاب جهان اسلام کلماتی را چند مینویسم هرچند که کوچکتر از آنم که بتوانم برای شما سخن بگویم ولی لازم دیدم در این لحظات آخری که در این دنیا هستم چند جمله ای بنویسم شاید بیانگر هدف و مقصدم باشد و روشنگر راه حق باشد برای آنانیکه در روشنائی چشم خود را بسته اند و می گویند تاریک است و خود را بگمراهی و ضلالت زده اند در صورتی که نوری *********** سرچشمه گرفته است و راه حق را آشکار می کند و آنهم امام عزیزمان روح ا... الخمینی. من که عازم جبهه حق علیه باطل هستم احساس می کنم که در راهی قدم برمیدارم مه انشاء ا... مورد رضای خدا است و اگر لایق بودم خودم را در راهش بدهم و اگر در زندگی نتوانستم یاور اسلام باشم با خون سرخم درخت تنومند اسلام را آبیاری کنم و مورد رضای خداوند قرار گیرد و این جمله را می خواهم به امت اسلام بگویم که چرا ما باید بنشینیم تا مرگ به سراغمان آید!... ما همانند حسین (ع) خودمان مرگ را انتخاب کردیم و داوطلبانه به سراغ مرگ رفتیم و این همان مرگ سرخ یعنی شهادت است !! بلی شهادت یک انتخاب است نه یک اتفاق. دشمنان بدانند که ما از مرگ باکی نداریم و خیال نکنند که امام تنهاست نه، امام ما پیرو دارد و «پیروانش اهل کوفه نیستند» و هیچگاه امامشان را تنها نخواهند گذاشت و اگر یارانش تکه تکه شوند تا آخرین لحظه ای که آخرین قطرۀ خونشان هنوز باقی است با فریاد بلند سر می دهند که لا اله الا ا... محمد رسول ا... علی ولی ا... و خمینی روح ا...
ما با این هدف میجنگیم و جهاد میکنیم و کشته می شویم اما در واقع تولدی دیگری یافته ایم و زندگی حقیقی و جاودانه خود را شروع میکنیم و ما که این چنین زندگی را در پیش داریم چرا بترسیم که از این زندگی نکبت بار دور شویم و جدا شویم و آمریکا و دشمنان دیگر باید بدانند که این خیالهای خام واقعی نمیشود و آنروزی واقعی میشود که در واقع امتی در کار نباشد و اینهم غیرممکن است و از این امت که امت رسول ا... است می خواهم که امام را تنها نگذارند و از این اسطورۀ شجاعت و عدالت و کرامت و فضیلت حامی مستضعفان حمایت کنند و دست در دست هم با وحدتی آهنین با قدمهای استوار خود بپاخیزند و در جهاد فی سبیل ا... شرکت کنند و از جنگ و شهادت نهراسند و ارگانهای انقلاب مخصوصاً در بسیج شرکت کنند و آنها را کمک کنند و ما باید حقا انقلابمان را بجهان صادر کنیم و پیام خون شهیدان را به جهانیان برسانیم تا در واقع مظلومیت اسلام را درک کند و بفهمند که آزادی فقط در همین مکتب است.
و اسلام دین اخلاق و فضیلت و حاکمیت خدا میباشد پشتیبان ولایت فقیه باشید تا بار دیگر آمریکای جنایتکار برما مسلط نشود و دنباله رو روحانیت باشید روحانیتی که فقط در خط امام باشند. که همانا خط قرآن و اسلام است مبادا تهمت به آنها بزنید که دشمن همین را میخواهد اصلاً دشمن از روحانیت میترسد چنانکه اکثر روحانیون ما را ترور یا شهید کردند.
در شعارهایتان مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوری را فراموش نکنید و بدنباله درود بر منتظری سرور و مشکینی یاور یادتان نرود اما سخنی چند هم با پدر و مادرم و خانوادۀ عزیزم دارم : سلام بر شما پدر و مادر گرامییم میدانم که نتوانستم حق فرزندیم را در طول زندگی چندین ساله ام اداء کنم ولی امیدوارم که بتوانم با قدمی که در راه خدا گذاشته ام شما را سرفراز روسفید کنم هم در این دنیا و هم در آخرت بهر حال مرا حلال کنید و در شهادتم خوشحال باشید تا دشمنان گریان شوند و باعث افتخار شماست که فرزندتان به چنین سعادت ابدی رسیده است آنچه مهم است صبر شماست که خدا با صابران است و شما هدیه ای از خدا تحویل گرفته بودید و امروز بخودش بازگردانیدید انا ل... و انا الیه راجعون و بکوشید تا راهم را ادامه دهید و پدرم ایوب وار صبرکن و در راه خدا استقامت کن و مادرم تو هم زینب وار پیغام خونم را با خدمتگذاران در مجلسم به جهانیان برسان و بگو فرزندم که هیچ خودم هم با دل و جان پذیرا هستم در راه خدا با کفار بجنگم و کشته شوم ولی میدانم که احساس مادرانه ات باعث میشود که گریه بکنی و سیاه بپوشی ولی گریه بکن و سیاه بپوش مبادا برایم گریه کنید که دشمن شاد میشود و به همسرم جمله ای کوتاهی میگویم. شاید بس باشد و آن اینکه ما همه در این دنیا برای امتحان خلق شده ایم و باید در راه خدا استقامت کنید فقط آنچه وظیفه ات است باید سخنگوی مجلسم باشی و خود را بخدا بسپار و اگر هم بنا شد بچه ای داشته باشیم او را چنان تربیت کن که در آینده خدمتگذار اسلام و قرآن باشد و توصیه ای هم به برادرانم دارم این است که بدانید پیش خدا مسئولد و باید پاسخگوی خون شهیدان باشید دعا به امام را فراموش نکنید حتما در بسیج شرکت کنید که راهم را از بسیج شناختم و آنچه را کسب کردم همه اش از بسیج بود در پایان اگر ناراحتی در طول زندگی ام ایجاد کردم همگی مرا ببخشید و حلالم کنید.
والسلام علیکم و رحمه ا... و برکاته
یاور اسلام : محمد حسین امینی 14/7/1361 مطابق عید سعید قربان
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.