برادران شهیدمحمد رضا وعلیرضا صادقیان فرزندان حماسه افرین حاج حسین صادقیان درسال های 1340و1343درشهر خوراسگان درمحله ی پزوه چشم به جهان گشود.انها باتمام مشکلات وسختیها ان دوران توانستند تاپایان دوره ی راهنمایی به تحصیلات خود ادامه دهند.دوران نوجوانی انها،همزمان باسرنگونی حکومت پهلوی بود.انها دران دوران هم گام با دیگر جوانان انقلابی شهرمان به مبارزه با حکومت شاه پرداختند.پس ازپیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی وهمزمان با اغاز جنگ تحمیلی،این جوانان برومند،ندای امام رحمه الله رالبیک گفته ودرجهاد در راه خدا گام نهادند.انها بارها درعملیات مختلف شرکت کردند وتا مرز شهادت نیز پیش رفتند تاجایی که علیرضا درعملیات والفجر8ازناحیه دست مجروح ودستش را ازدست داد،اما پس ازبهبودی دوباره به جبهه بازگشت وسرانجام درتاریخ 19/10/65ودرشب اول عملیات کربلای 5 درشلمچه به شهادت رسید.محمدرضا نیز درتاریخ 29/1/67 ودرمنطقه فاو شهد شهادت را نوشید وبه دیدار حق شتافت.پیکرمطهراین شهید عزیز نزدیک به 9 سال بعد به اغوش میهن بازگشت.
بسم الله الرحمن الرحیم
احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون
آیا پنداشتید مردمان که واگذاشته میشوند که بگویند ایمان آوردهایم و ایشان امتحان نشوند.
بارخدایا بر محمد صلیالله علیه واله و آل محمد درود فرست و هنگامی که ترا میخوانم دعایم را بشنو و وقتی تو را ندا در دهم نمایم گوش کن، وقتی با تو راز و نیاز میکنم به من روی آور، همانا که به سوی تو گریختهام و در مقابلت ایستاده ام و دست نیاز به سوی تو دراز و زیاری کننده به درگاه تو به امید این که از تو ثوابی نصیبم گردد.
و تو هر چه در دل دارم میدانی و از نیازم آگاهی ، ضمیرم را میشناسی، و جای بازگشتن و قرارگاه من و آنچه میخواهم به گفتن آغاز کنم، و هر مطلبی که میخواهم بر زبان آورم و آنچه از فرجام خویش امید دارم بر تو آشکار است، و هیچ یک بر تو پنهان نیست.
ای سرور من، مقدرات تو هر چه از من است تا پایان عمرم از پنهان و آشکارم، از فزونی و کاستی و سود و زیان بر من جاری است و آن به دست توس نه بدست جز تو، ای خدای من اگر مرا بی بهره کنی پس کیست که به من روزی رساند و اگر مرا یاری نکنی پس کیست که مرا یاری کند این خدای من اگر من به رحمت تو ناسازگارم، اما تو آنی که به فضل گشادهدستی خود بر من میبخشی. الهی گویی که در روز رستاخیز در برابر تو ایستادهام و همانا که حسن توکل من به تو سایه بر سرم انداخته، پس آنچه تو اهل آنی میگویی و گناهان مرا به بخشایش خویش میپوشانی.
الهی نیکی تو در زندگانی من بر من پیوسته است، پس نیکی خود را در مرگ از من مبر.
الهی چگونه پس از مرگ از حسن نظر تو نا امید گردم، حال آن که در زندگانی من جز خوبی با من نکردهایی.
الهی همانا که در دنیا گناهانی را از من پوشانیدهای و من از تو به آن نیازمندم که در آخرت گناهان مرا بپوشانی، اکنون که گناهانم را بر هیچیک از بندگان رستگارت آشکار نمیکنی، پس روز رستاخیز در مقابل همه مردم رسوایم مساز.
الهی اگر خوری مرا میخواستی راهنماییام نمینمودی.
الهی چنین نمیپندارم که در حاجتی که در پی آن به درگاهت عمر باختهام مرا بازگردانی.
پس الهی جاودان، جاودان ترا سپاس میگویم، تو را سپاس سپاسی دائم و بی پایان که بیفزاید و نکاهد آن سان که دوست میداری و خشنود میگردید.
خدایا قلبی به من عنایت فرمای که اشتیاق آن بتو او را به تو نزدیک کند و زبانی که صدق آن به تو بالایی گیرد، و نظری که حقیقت آن به تو او را نزدیک سازد.
الهی از تو میخواهم و مسئلت میکنم و زاری را از اشتیاق به سوی تو دارم و از تو تقاضا دارم که به محمد و آل او درود فرستی.
و اما برادر عزیزم؛ از شما هم خواهش میکنم مرا ببخشید و حلالم کنید، چون بعضی مواقع موجبات ناراحتی شما را فراهم میکردم از شما و همچنین خانوادهتان از این که برای من زحمت کشیدید تشکر میکنم.
محمدرضاجان ؛ من یک خواهش از شما دارم و آن این که شما همه افرادی که مرا میشناسند و یا با من برخورد داشتهاند و یا حتی برخورد کوچک به اندازه سلام و علیک با من داشتهاند میشناسید برای من از آنان حلالیت بطلبید و این خواهش مرا امیدوارم کوچک نشمارید.
با سلام خدمت پدر عزیز و بزرگوارم؛
پدرجان میدانم که شما را گاهی اوقات ناراحت میکردم و این جسارت بزرگی بود که امیدوارم به بزرگواری خودتان مرا ببخشید و حلالم کنید.
و اما مادر عزیزم؛ نمیدانم برایت چه بگویم و از کدامین زحماتی که برای من متحمل شدید تشکر کنم و یا از کدامین زحماتی که به شما دادهام و یا اذیتهایی که کردهام عذرخواهی کنم و امیدوارم مرا ببخشید و برایم از خداوند بزرگ طلب مغفرت کنید و اگر شما و پدرم مرا نبخشید مطمئناً خداوند هم مرا نخواهد بخشید و همچنین است که خداوند دعای شما را رد نخواهد پس از شما خواهش میکنم که برایم از خداوند بزرگ طلب مغفرت کنید و اما خواهرانم امیدوارم که شما هم مرا ببخشید و از خداوند برایم طلب مغفرت کنید و حلالم کنید و خدا را فراموش نکندی و خدا ترس باشید تا رستگار شوید.
و از تو (خدا) تقاضا دارم که مار از آن گروهی قرار دهی که پیوسته به یاد تواند و پیمانت را نمیشکنند و از شکرانهات غافل نیستند و فرمانت را سبک نمیگیرند.
الهی مرا به نور عزت با شکوه خود ملحق فرمای تا شناسای تو گردم و از جز تو کناره گیرم و جز از تو ترسان و دل نگران نباشم، آمین یا رب العالمین.
با شهادت به وحدانیت خدا و این که محمد صلیالله علیه وآله بنده و فرستاده او حضرت علی علیهالسلام ولی او و یازده امام معصوم علیهمالسلام جانشینان ولی او و خمینی عزیز نایب بر حق دوازدهمین امام معصوم حضرت مهدی عجلالله تعالی فرجه و این که به جبههها نیامدم مگر اطاعت از امر رهبری که امر خداوند تبارک و تعالی است.
خداوندا ترا سپاس بیکران که ما را در زمانی افریدی که در صحنه نبرد با دشمنانت قرار گرفتهام و چنین رهبری بیدار دل و آگاه برایمان فرستادی و اینها همه نعمتهایت بود که بر ما تمام کردی بلکه حجت را بر ما تمام کردی تا ما را در بوته آزمایشت قرار دهی تا ببینی که کدام یک از ما فرمانبردار توایم و کدام یک فرمانبردار شیطان. تا ببینی کدام یک با جان و مال در راهت جهاد میکنند و کدامین از ما به تعلقات مادی دنیا دل خوش کرده و از راه تو دور میشوم. ما از این که راه را به ما نمایاندهای پس توفیق اخلاص بیشتر و جانفشانی با معرفت به درگاهت را نصیب ما گردان همانگونه که بر دوستان شهیدمان راه را نشان دادی و آنها را خواندی تا عاشقانه و عارفانه به پیشگاهت سربازند.
خداوندا ما را هم نزد خون بخوان تا از دنیا بهره برداشته و با معرفت به درگاهت جان بازیم و به دیدار تو و حضرت محمد و آل او صلیالله علیهم اجمعین و دیدار دوستان شهیدم شادم فرمائی.
و اما ای ملت بزگوار شما طی چند سال مبارزه و جنگ با آمریکا و استکبار ثابت کردید که به اسلام و امام وفا دارید و هیچ سستی در این راه از خود بروز نداددید و وقتی امام از شما آنچنان تشکر و قدردانی میکند جای صحبتی برای ما باقی نمیماند، فقط امیدوارم هیچنان این رهبر الهی را یاری نموده و از او جلو نیفتید و نه قدمی عقب بمانید که منحرف خواهید شد. شما ببینید هر کجا امام سکوت میکند شما هم سکوت و هر جا فریاد بر میآورد شما هم فریاد، نه سکوت بیجا کنید و نه صدایتان از او بلند تر شود او را قدر بدانید که نعمت عظیمی است که خداوند بر ما منت نهاده او را برای رهبری ما فرستادهاست دل او را شاد کنید که خداوند را شاد کردهاید و شهیدان را شاد کدرهاید و اگر او را به خشم آورید خدا را به خشم آوردهاید.
همسرم، امیدوارم اگر خداوند این بنده حقیر را پذیرفت و شهید شدم ناراحتی زیاد نکیند و تسلیم رضای حقتعالی باشید به برادران و پدرت و مادرت سلام برسان واگر آنها را زحمت دادهام از آنان معذرت میخواهم و امیدوارم مرا حلال کنند و بدانند که زندگی دنیا نیست «الا قلیل» آرزوی موفقیت شما را از خداوند بزرگ خواهانم.
ممکن است بعضیها بگویند با یک دست کجا رفته بود اما در راه انجام وظیفه اینها و امثال اینها نباید مانع باشد که امام برگردن ما خیلی حق دارد، دیدار روز قیامت.
والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته
خدایا ، خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار
برادر علیرضا صادقیان