طلبه شهید: نعمت الله حاجی جمالی «شهادت پلی است از خانة فانی و کوچک به سوی دنیایی وسیع» گلواژههای فوق، کلماتی نورانی از وصیتنامة خونیندلاور مردی از تبار ماهرویان آرانی است که به یک جلوه از جماران، الماس جانش را در راه امنیت و آزادی امروز ما فدا کرد. شهید نعمتالله حاججمالی، ستارهای است که به سال 1345 در آسمان پرفروغ شهر مذهبی «آران» طلوع کرد و پرتو افشان خانواده و اطرافیان گشت. دوران خوش کودکی را با هوشیاری و کنجکاوی عجیبی سپری کرد و در شش سالگی راهی دبستان «هفده شهریور» شد تا الفبای معرفت بیاموزد. پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، با نشاط و شادمانی وارد مدرسة راهنمایی شد و در کنار تحصیل، به مطالعه کتب مذهبی وشرکت در جلسات میپرداخت و گوهرجانش را مزیّن به نور علم و معرفت و دلدادگی میکرد. در سال سوم راهنمایی بود که فریاد مظلومانه و خونهای به زمین ریخته امتی وفادار به ثمر نشست و انقلاب با رهبری آگاهانه امام خمینی -رحمهاللهعلیه- به پیروزی رسید. نعمتالله نیز با پخش اعلامیه و شرکت در راهپیماییها به موج خروشان مردم پیوست و با شور و شعور انقلابی، فریاد ضد استکبار سرداد. دوران دبیرستان را تا بهمن ماه 58 در «آران» سپری کرد و سپس قدم در وادی صفا و معنویت حوزة علمیه نهاد و به دیار ملکوتی خاتون دنیا و آخرت، فاطمة معصومه -سلاماللهعلیها- رهسپار شد تا خوشهچین خرمن معارف ناب علوم اهل بیت – علیهم السلام- شود. افتخار طلبگی و سربازی امام عصر – عجل الله تعالی فرجه - حاصل عنایت و گوشة چشم صاحبخانه است که عاشقان دلدار را در کمند صید خویش گرفتار میکند. با شروع جنگ تحمیلی، آن هنگام که پیر جماران در خلسة حضور فرشتگان با خدای خویش به راز و نیاز میپرداخت، یاوران حسین زمان، لبیکگویان به دیار عشق و جنون رفتند تا صداقت خویش را به رخ ملکوتیان بکشانند. آری؛ این طلبة فاضل قدم درکربلای ایران نهاد و مستانه وشیدا، رزمی نمایان کرد وسرانجام در تاریخ 2/1/61 - که بلبلان نغمة دل خوش بهار طبیعت را سر میدادند ـ در جبهة شوش، مولای خود را با پیکری بی سر ملاقات کرد و عاشقانه فریاد زد : بی سر و سامان توأم یا حسین دست به دامان توأم یا حسین پیکر خونینبالش پس از تشییع باشکوهی در گلزار شهدای آران به خاک پاک سپرده شد. «گوارا باد شربت شیرین شهادت بر پیروان راه ولایت»
«طلبة شهید: نعمتالله حاجیجمالی» الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی سیدنا محمد و علی الائمه الهداة المعصومین سیما بقیة الله الاعظم و بعد الصلوة والسلام علی المجاهدین والشهداء فی سبیل الله و لعنة الله علی اعدائهم. قال الله تعالی فی کتابه الکریم: «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین.»(عنکبوت- 69) شکّی نیست که پیروزی حق، خود به خود صورت نمیگیرد، بلکه بستگی به اعانت اعوان و حمایت افراد دارد. هنوز در تاریخ دیده نشده جنگی بدون سختی و ریختن خون پیروز شود. انقلاب اسلامی ایران را مشاهده کنید که پس از کشته شدن چند هزار جوان و پیر از زن و مرد به ثمر رسید. امروز هم جنگ تحمیلی ایران و عراق برای پیروزی احتیاج به خون و گرفتاری دارد. روشن است که حامی واقعی باید جاننثار باشد و قدرت آن را داشته باشد که هنگام خطر از همه چیز بگذرد و تنها به حقّ توجه کند. آن جا است که شهید ارزش مییابد و افرادی این چنین همیشه زندهاند و در طول تاریخ نمیمیرند؛ بلکه چون شمع میسوزند و خود را فدای اسلام و میهن میکنند تا مردم در پناه آن به قدرت خدا زندگی کنند. ای مردم مسلمان! واقع مطلب این است که پیروزی و اجرای حقّ حمایت و طرفداری میخواهد، پیر و جوان، مرد و زن، بسیج شوید. برای بزرگ کردن و احیای حق کوشش کنید و احساس مسؤولیت کنید. شما مردم، عامل بزرگی برای پیروزی رزمندگان در جبهه هستید. شما باید مسأله اصلی را چند چیز قرار دهید و همه را بر مبنای قرآن اجرا کنید. اوّل طبق آیه قرآن که میفرماید: «اطیعوالله و اطیعوا الرسول و اولی الامرمنکم.» (نساء-59) اطاعت کنید خدا و رسولش را و صاحب امر از خودتان. همه اتّحاد داشته باشید و پیوندی ناگُسستنی بین خود ایجاد کنید، همه در تمام قشرها کار کنید تا استقلال به تمام معنی به وجود آید؛ البته جهاد را فراموش نکنید؛ جهاد در راه خدا، نه در راه شیطان که قرآن میفرماید: «الذین امنوا یقاتلون فی سبیل الله والذین کفروا یقاتلون فی سبیل الطاغوت فقاتلوا اولیاء الشیطان ان کید الشیطان کان ضعیفاً.» (نساء- 76) کسانی که ایمان آوردهاند، در راه خدا مبارزه میکنند. کسانی که اهل کفر شدند کارزار در راه طاغوت و شیطان میکنند. به تحقیق کید شیطان ضعیف است. آن چه که عوامل مذکور را به ثمر میرساند، ایمان به الله است؛ ایمانی که همراه با یقین و مسلّح به الله اکبر باشد. این برای شما کافی است که در همه حال در نظر داشته باشید که خدا شما را کمک و راهنمایی میکند. به قرآن در این باره توجه کنید: « والله اعلم باعدائکم و کفی بالله ولیا و کفی بالله نصیراً.» (نساء-45) خدا داناتر است به دشمنان شما و کافی است برای شما که خوب و یاری کنندهای است. تفسیر این آیه خود را در صحرای طبس (نشان داد.) موقعی که دیدهها به خواب رفته بود، دشمنان اسلام و ایران، قصد اجرای حملهای داشتند، لکن خدا با شنهای بیابان، آنان را نابود و رویشان را سیاه و رسوا کرد. ما که این چنین خدایی داریم از چه بترسیم؛ به این خاطر است که کسی از آمریکا و دیگر ابرقدرتها نمیترسد. جوانان از جان میگذرند و گول چند روز این دنیا را نمیخورند و دنبال شهادت در راه خدا میروند. به قول امام که میفرماید: ملّتی که مکتبش شهادت است از هیچ چیز هراسی ندارد، جهاد میکند تا کشته شود، به سوی الله میرود تا او را ملاقات کند. جوانان ما در این جبهه معشوق خود را پیدا میکنند. قرآن درباره آنانی که جهاد میکنند چنین میفرماید: «الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین.» (عنکبوت-69) کسانی که در راه ما جان میدهند، هر آینه ایشان را هدایت میکنیم. شهادت، پلی است از خانة فانی و کوچک به سوی دنیایی وسیع. آری! این جهانخواران، وسعت دیدشان به این دنیا است و آن هم محدود است؛ لکن بینش ما از این دنیا تجاوز کرده و به سوی دنیایی دیگر رفته و پاداش و ثمره کارش را در آنجا میبیند. ای برادران! آخرین وصیّتم به شما این است که گول دنیا را نخورید و دنیا را به آخرت و حق را به باطل نفروشید. فکر آینده را بکنید، تنها عمل صالح شما در بیابان محشر متوجّه شما خواهد شد. اگر شما گروه مؤمنان هستید، به ندای قرآن لبیک گویید که میفرماید: «فلیقاتل فی سبیل الله الذین یشرون الحیوه الدنیا بالاخره» (نساء-74) مقاتله کنید در راه خدا، با کسانی که آخرت خود را به دنیا فروختند. با ذکر یک آیه دیگر که نتیجة کارهای شما است، به صحبتهای خود پایان میدهم و آن این است که خداوند دربارة کسانی که جهاد کردهاند میفرماید: «. . . فیقتل او یغلب فسوف نؤتیه اجراً عظیماً.» (نساء-74) هر کس در جهاد راه خدا کشته شد یا فاتح گردید، زود باشد که او را بهشت جایش دهیم و مقامی است بزرگ برای ایشان. وصیّت به پدر و مادرم پدر و مادرم! بعد از سلام گرم از شما میخواهم که مرا در راه خدا حلال کنید. در شهادتم گریه نکنید، آخر برای چی؟ آیا برای آن که فرزندتان وارد بهشت خواهد شد یا این که چون جوانتان از دست شما رفته است؟ این که خیلی ساده است، امانتی بودم از طرف خدا برای شما، الان وقت آن رسیده که امانت را پس دهید و خیانت در امانت نکنید. مادرم! سالها است که نعمتهای خدا فدای من شدهاند تا من بزرگ شدهام، امروز هم روز آن رسیده است که من یک جانی که دارم، فدای خدا کنم تا شاید که جبران کرده باشم. مادرم و خواهرم! مبادا گریه و بیتابی کنید غصّه مخورید. شما باید چون زنان صدر اسلام باشید...