شهید حسین شریفی پس از اتمام دوران تحصیل ابتدایی مشغول به کار آرایشگری می شود و در سن بیست سالگی طبق سنت پیامبر ازدواج می کند و فرزندی در بطن همسرش پیدایش می یابد. به عادت اسلامیش قبل از شهادت به دیدار خواهر می رود برای ادای صله رحم و از خواهر حلالیت می طلبد و به جمع تظاهر کنندگان می پیوندد. در ماه محرم سال 1357 به آرزویش می رسد و گلوله دژخیمان خون گرم و سرخ او را بر آسفالت سرد خیابان جاری می سازد.
دژخیم وقاهت را به حد اعلا رسانده و با دریافت 30000 ریال برای گلوله های درون جسد ، پیکر حسین را که دیگر جان در بدن نداشت به بیمارستان احمدیه انتقال می دهند و بعد تحویل خانواده اش می دهند.
شهید شریفی عاری از هر گونه آلایش بود. بی جهت نیست که اهالی و کسبه میدان قیام (سبزه میدان) در سوگش و فقدانش متأثر شدند. او مشتاق لقای حق بود و سرانجام در جوار رحمت بیکران او محشور شد.