سال 1335 در اصفهان و در خانواده ای مذهبی متولد گردید. دوران کودکی و مدرسه را تحت سر پرستی پدر و مادر خود گذراند. د ر سن 12 سالگی پدر خود را از دست داد و تحت سر پرستی مادر تحصیل را تا سیکل ادامه داد و سپس به شغل آزاد مشغول شد. بعد از طی دوران خدمت سربازی با برادر شهیدش امیر مشترکاً به کار صنعتی مشغول شدند. در سال 1357 که انقلاب اسلامی با تظاهرات علنی مردم به اوج خود رسیده بود در تمامی صحنه ها حضوری فعال داشت. بعد از حادثه 5 رمضان سال 1357 توسط رژیم ستمشاهی دستگیر و بازداشت گردید و پس از گذشت چند روز آزاد گردید و مجدداً به فعالیت خود ادامه داد.
در زمانی که امام بزرگوار به ایران هجرت نمودند از جمله افرادی بود که حفاظت محل سخنرانی امام در بهشت زهرا به عهده آنان بود. در اوج تظاهرات و درگیری های تهران توسط مزدوران رژیم شاه از ناحیه پا مجروح شد و به اصفهان بازگشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به فعالیت خود در جهاد و بسیج ادامه داد و با شروع درگیریهای کردستان به آن منطقه اعزام شد. در یکی از عملیاتها از ناحیه فک ، لب و دندان مجروح شد و پس از بهبودی مجدداً به کردستان مراجعت نمود. و در پاکسازی روستاها از لوث وجود ضد انقلاب نقش مهمی را ایفا نمود. در سال 1361 افتخار شرکت در عملیات فتح المبین را به دست آورد سپس در عملیات بیت المقدس ، والفجر مقدماتی و بدر شرکت کرد و در عملیات بدر از ناحیه دست مجروح گردید. در کردستان نیز در عملیات های انصار و قائم حضور فعال داشت. او در عملیات والفجر 8 و پس از آزادی فاو سریعاً خود را به منطقه کردستان رساند و در عملیات والفجر 9 به عنوان مسئول عملیات سپاه کردستان شرکت کرد. سر انجام در تاریخ 6/ 9/ 1361 ساعت 8 صبح به وسیله ترکش بعثیون که بر قلب او اصابت کرد به فیض شهادت و به دیدار معبود خود که سالها انتظارش را می کشید پرواز نمود
فراز هایی از وصیت نامه شهید روح الامین
ای عزیزان به شما وصیت میکنم که دست از یاری امام برندارید. دست از یاری این فرزند فاطمه (س) برندارید و کفران نعمت نکنید که خدا عذابی را که بر پیشینیان ما نازل کند. کاری نکنیم که از گذشتهها پشیمان شویم، کاری نکنیم که دل این سید خدا از ما برنجد.
ای عزیزان دست از مال دنیا بردارید و به خدا فکر کنید. ما از خاک آمادهایم و به خاک باز میگردیم. هرچه هست دست خداست و هرچه صلاح اوست، همان است. خداوند در این دنیا بسیار آزمایش خواهد کرد، جنگها را برای آزمایش ما قرار داده است. این نعمتهای دنیوی را برای آزمایش ما قرار داده است. مواظب باشیم که از این آزمایشها سربلند بیرون بیاییم.
وقتی در کردستان پا نهادم، این سرزمین خون و شهادت بود، این سرزمینی که عاشقان خدا و امام پا نهادند و مظلومانه به دست این دژخیمان شاهنشاهی گذشته به دست این نوکران آمریکا و به دست این زالوصفتان و شیطانصفتان و این کفار به شهادت رسیدند. عزیزانی که در کنارم بودند و در کردستان از دست دادم. هرکدام از آنها الگو و سرمشقی برای امت هستند. من همیشه دعا میکردم خدا مرا با این شهدا محشور کند.
من میدانم که این دنیا هیچ ارزشی ندارد و دست از یاری امام برندارید و در جنگ شرکت کنید و به خانواده شهدا سرکشی کنید و از آنها دلجویی کنید و همیشه از این شهدای گرانقدر و این مکتب سر مشق بگیرید و آنها را الگوهایی برای زندگی خود انتخاب کنید
وصیتی به برادر و مادر عزیزم
بچه های خود را همچون حسین و یاران حسین آزاد بار آورید و به مادر بسیار احترام بگذارید و با آن به مهربانی رفتار کنید . و کاری کنید که جای خالی ما را حس نکند و امیدوارم با دیدن پیکر بی جان من باز این حرف را تکرار کنید و دستها را به طرف خدا بلند کنید و از خدا طلب آمرزش و مقفرت بخواهید جون من در راه اسلام قدم بر میدارم برای اسلام کار میکردم و فقط هدفم خدا بود
ای مردمی که در صحنه هستید به گلستان شهدا بروید و از این عزیزان درس بیاموزید و فرزندان خود را چون اینها بزرگ کنید