تیرماه سال ۱۳۴۵ ستاره ی وجودش خانه را درخشان نمود. با نوای روحانی پدر و مادر نوای گرم معنویت را به گوش جان شنید و از همان کودکی بندبند جانش با توحید آشنا شد.
در حالی که دستان کوچک مردانه اش یاری رسان پدر در امور اقتصادی بود، در بزم علم آموزان قدم گذارد و چند سالی همراه آنان درس خواند.
استقلال و خودکفایی در اعمالش موج می زد و با مهربانی با دیگران برخورد می کرد. با وزیدن نسیم شور به بسیج پیوست و فعالیت های خود را در مساجد آغاز نمود.
با صدای شوم گام های تجاوز دشمن، او که وجودش سرشار از عزت و مردانگی بود و قلبش برای جهاد در راه خدا می تپید راهی جبهه شد و با آن که درعملیات محرم از ناحیه پا مجروح شده بود خود را به عملیات بدر رساند و در آن عملیات هم مجروح و شیمیایی شد.
و در حالی که مسئول مخابرات خط بود در عملیات کربلای ۵ شرکت کرد و در شلمچه بر اثر اصابت تیر کبوتر جانش مقیم کوی یار گشت.
بسمالله الرحمن الرحیم
ولاتقولوا لمن یقتل فی سبیل الله امواتا بل احیاء ولکن یشعرون
با سلام و درود بر امام زمان (عج) و نایب برحقش خمینی کبیر بینان گذار انقلاب اسلامی ایران ، با سلام و درود بر شهیدان اسلام و بر تمام زحمتکشان در راه خدا و سلام بروان پاک شهدای این انقلاب و به خصوص بهشتی عزیز، رجایی، باهنر، دستغیب، صدوقی، اشرفی اصفهانی و دیگر شهیدان گرانقدر این انقلاب و شهدایی که راه حق و حقیقت را به ما آموختند. شهیدانی که حق میگفتند و حق عمل میکردند. درود بر پیروان پاک شهدای این جنگ تحمیلی که برای آزادی خاک وطنشان و برای حفظ اسلام جانشان را فدا کردند و درس آزادگی و شرف به ما آموختند. خداوندا تو را شکر میکنم که توفیق شهادت به ما دادی و در چنین کشوری به دنیا آوردی . تو را شکر میکنم که چنین رهبر عالی قدری برای ما فرستادی و ما را از آن همه فساد به همت این پیر جماران که چشم های تمام مسلمانان، تمام مستضعفان جهان به او دوخته شده است ، نجات دادی. سرانجام همه انسانها مرگ است و همه خواهند مرد و از این دنیا خواهند رفت. چه بهتر که خداوند به بنده خود توفیق شهادت بدهد. از خداوند تبارک و تعالی توفیق شهادت میخواهم که بقول امام امت : ره صد ساله را یک شبه طی میکنند، فقط این را میخواهم بگویم که من پا به این جبهه گذاشتم، چون که وظیفه شرعی من مسلمان بود، که از دین و مملکتم دفاع کنم و ریشه ظلم را بکنم. وظیفه عموم مسلمانان این است که در مقابل ظلم بایستند و از عموم مردم میخواهم که قدر این امام عزیز را بدانند ، او را تنها نگذارند. از خداوند تبارک و تعالی طلب عمر با عزت و سلامت برایشان دارم . از پدر و مادر که در طول عمرم نتوانستم جبران آن همه زحمت که برای بزرگ کردن من کشیدهاند، خیلی خیلی سپاسگزارم ، امیدوارم مرا حلال کنید و اگر در حقتان کوتاهی کردم مرا ببخشید.
از خویشان و دوستان و آشنایان، از همه حلالیت میطلبم.
اکبر باغستانی