سال ۱۳۳۱ در خانواده ای مذهبی و متوسط زندگی اش را آغاز نمود. پدر و مادرش با تحمل رنج و مشقت فراوان در رشد و تربیت مذهبی کودکان کوشا بودند. از همان کودکی روح پاکش با محراب و سجاده و نماز آشنا شد و پس از آن برای کسب علم و دانش به محفل علم آموزان راه یافت. با تلاش فراوان توانست دیپلم خود را در رشته ی تجربی بگیرد. در همان روزها بود که ازدواج نمود و ثمره ی آن یک دخترو یک پسر شد.
خیزش عظیم مردم و برافروخته شدن شعله های انقلاب روح پاک هاشم را به جوشش درآورد و آن چنان هیجان و حرکتی در وی ایجاد کرد که برای مبارزه با طاغوت به پا خاست و حتی بعد از پیروزی انقلاب تمام هم و غمش را برای مبارزه با ضدّ انقلاب گذاشت و برای مدتی راهی کردستان شد و در پاوه فعالیت کرد.
تمام وجود هاشم غرق در عشق به حضرت حق بود وهمین عشق او را متعهد به انجام وظایف دینی می کرد. هیچ گاه خستگی در چهره اش نمایان نشد و همیشه در حال خدمت به دیگران بود.
در آن هنگام که نبض زمین نشان از تب جنگ داشت او هم راهی میدان جهاد شد و با قبول مسئولیت تدارکات تیپ ۴۴ قمر بنی هاشم۷ به فعالیت های خود ادامه داد و سرانجام در دیماه سال ۶۵ در حین انجام مأموریت در اثر سوختگی به دیار باقی شتافت.