مسعود در سال 1341 در روستای وحدت آباد فریدون شهر به دنیا آمد. او در سن هشت سالگی پدر خود را از دست داد و از آن پس تنها در دامان پرمهر مادر بزرگ شد. او در سال 1347 وارد مدرسه ابتدایی شد و در سال 1359 موفق به اخذ دیپلم گردید. حدود یک سال در روستای چغاگلی پشتکوه به شغل شریف معلمی پرداخت و در سال 1362 به عضویت جهاد درآمد. درجهاد، مسئولیت مرکز هماهنگی شوراهای اسلامی روستایی شهرستان را به عهده گرفت.تشکیل شوراهای منطقه فریدون شهر حاصل زحمات این جهادگر میباشد. پس از آن به منطقه کردستان رفت و در آن منطقه مجاهدت بسیار نمود. پس از اتمام مأموریت به جبهه های جنوب عزیمت نمود و در کنار رزمندگان اسلام به رزم بیامان خود ادامه داد. مدتی نگذشت که در رشته مهندسی کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان پذیرفته شد. در زمان دانشجویی نیز مجددا به جبهه عزیمت کرد و بیش از 45 روز در منطقه فاو جنگید. او هم چنین در عملیات کربلای 4 و کربلای 5 نیز مردانه شرکت داشت و حماسه ها آفرید و سرانجام در تاریخ 65/11/4 در منطقه عملیاتی شلمچه پس از مجروح شدن جان به جان آفرین تسلیم کرد.
در بخش تصاویر مرتبط وصیت نامه ایشان به صورت عکس قرار دارد!
حال که توفیقی نصیب من شد و توانستم به این منطقه خونین و شهید پرور بیایم برخود لازم دیدم که موارد زیر را به برادران عزیز و خانواده خود تذکر بدهم، ان شاءالله از این بنده حقیر قبول خواهند نمود:
-1 امدادهای غیبی در جبهه ها کلمهای به تمام معنی صحیح و واقعیتی انکار ناپذیر است چون من مدتی در جبهه شاهد بودم که اگر دشمن با آن همه سلاح جنگی میخواست به نیروهای ما حمله کند در کوتاهترین فرصت برایش میسر بود ولی جرأت چنین کاری را نداشت.
-2 به تمام برادران تذکر میدهم که از تفرقه دوری جوئید و دنباله رو خط امام باشید و او را یاری نمائید که ما هر چه داریم از ایشان است. پیوسته در خط حزبالله و همگام با حزبالله بوده و حزب جمهوری اسلامی که نزدیکترین حزب به حزبالله است را فراموش نکنید.
-3 به مادرم، خواهرانم، همسرم و تمامی خواهران مسلمان عرض میکنم که حجاب خود را حفظ نموده و در تربیت صحیح فرزندان خود بکوشند تا جبهه های ما همیشه پر از نیرو باشد چون سنگر زن حجاب اوست و دامان زنان مؤمن پرورش دهنده مردان با ایمان است.
-4 به تمامی عزیزان و جوانان غیور کشور اسلامیمان عرض میکنم که به سوی جبهه این دانشگاه اسلامی بشتابند و به فرموده امام تنور جنگ را گرم نگهدارند که امروز جبهه را شما عزیزان و جوانان باید پر نمائید که هم پوزه دشمن بعثی و ابر قدرتهای جنایتکار را به خاک مالیده و هم گامی در جهت خودسازی خود بردارید چون الحق هر کس که به جبهه بیاید با دستی پر به خانه برمیگردد که یا شهادت را نصیب خود میکند یا در جهت خودسازی توفیقاتی بدست میآورد.
-5 چون این حقیر در تشکیل شوراهای اسلامی روستایی نقش داشتهام، بیشتر مسائل روستاییان نزد اینجانب مطرح میشد روی سخنم با کارمندان ادارات میباشد که روستائیان رابهتر بپذیرند با آنان برخوردی بهتر داشته باشند و سعی کنند از سرگردان کردن آنان بپرهیزندحتی الامکان از تبعیضات بین افراد و در سطح کلی بین شهر و روستا بکاهند.
-6 در اینجا روی سخنم با مادر و همسرم میباشد. مادر مهربانم شما خیلی حق بگردن من دارید مرا حلال کنید و ببخشید اگر فرزند خوبی برای شما نبودم میخواهم که مرا ببخشید و درمرگم گریه نکنید سعی کنید همچون زینب) س) صبور باشید و به هدایت دیگران بپردازید.