طلبة شهید: یدالله دیدهبان استان: اصفهان شهرستان: نجف آباد بار دیگر سخن از بلبلان عاشق و سرمست است. آن پاک طینتانی که شعارشان همواره این بود، میرویم تا خط امام بماند. خطی که از قربانی کردن اسماعیل، توسط ابراهیم در مکه آغاز شد و توسط حسین(ع) ادامه یافت و بار دیگر احیاء شد. آری، اگر ما ادعا میکنیم که محب حسینیم و عاشورا را دوست میداریم، باید فرهنگ عاشورا را به پا داریم. بدانیم که حسین(ع) آنگاه که دین خدا را در خطر دید، از جان و مال و فرزند چشم بست و دل در گرو یار حقیقی نهاد و اکنون ما نیز در همان خط ادامه دهندة راه آنان هستیم و با پیروی از فرزند پاک آن امام عزیز، خمینی بتشکن دست از یاری او بر نمیداریم و دین اسلام را احیاء میکنیم و این شعار دائمی همة آن شهیدان همیشه شاهد بود. یکی از آن گلهای با طراوت که شبنم جوانی، تازه بر روی صفحه زیبای عمرش نشسته بود، شهید یدالله دیده بان بود. او در سال 1337 در شهرستان نجف آباد متولد شد در میان خانوادهای که رنج فقر را به خوبی لمس کرده بودند و کودکی بار آورده بودند که تنها به خود متکی بود و با خدای خود. او یاد گرفته بود با مشکلات مبارزه کند. چهرة آرام و صبورش همواره او را مورد توجه دیگران قرار میداد. دوران مدرسه (دبستان و دبیرستان) را به سختی طی نمود چرا که مضیقة مالی گاهی اوقات فشار زیادی بر او وارد میساخت و سرانجام موفق شد در رشته ریاضی فیزیک فارغ التحصیل شود. پس از آن به همراه گروهی دیگری از جوانان شش ماه به صورت داوطلبانه برای جنگ با اسرائیل به سوریه رفت و بعد از بازگشت بود که تصمیم گرفت پای به وادی طلبگی بگذارد. به این صورت وارد حوزه نجفآباد شد و فعالانه مشغول تحصیل گردید و از کمترین اوقات خود، نهایت استفاده را مینمود. از همان اوایل طلبگی برای تبلیغ به روستاها میرفت. آری، او نیز با شروع جنگ تحمیلی پوتین رزم به پا کرده و سربند (یازهرا) بر پیشانی بست و لبیک گویان به ندای ولی امرش عازم میدانهای نبرد شد. حدود دو ماه در جبهههای سرپل ذهاب بود که در طی عملیاتی همراه گروه دیگری از دوستانش، رقص کنان به خون خویش آغشته گردید و جام مستانه شهادت را نوشید. آری، تاریخ 15/6/1360 همواره تاریخی است درخشان در صفحة زندگی یدالله دیدهبان که این خود پایانی بس سبز بود که سرخی کارنامة او را تثبیت مینمود. چه خوب گفت آن عارف عاشق که نومید مشو که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنة خون توست و انتظار تو را میکشد تا تو زنجیر خاک، از پای ارادهات بگشایی و از خود و دلبستگیهایت هجرت کنی و به کهف حصین لامکان و لازمانِ ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافلة سال 61 هجری برسانی و در رکاب امام عشق، به شهادت رسی. آری، شهادت سعادتی است که هر کس را سزاوار نباشد. «روحش شاد و راهش پر رهرو»
بسم الله الرحمن الرحیم «طلبه شهید : یدالله دیده بان» «قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین لله» (بقره/193) بکشید کافران را تا اینکه فتنه و توطئه ها بر چیده شوند و دین خدا برای مردم جاری شود «ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بأنَّ لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یُقتلون» (توبه/111) خدا جانها و مالهای مؤمنان را به بهای بهشت میخرد. آنانکه در راه خدا جنگ کنند و دشمنان را به قتل رسانند و یا خود کشته شوند. سلام بر ملّت مسلمان ایران و کلّ مستضعفین و مردان الهی، به خصوص رهبر کبیر و نمونة انقلاب ایران ، امام خمینی و سلام بر تمام خویشان و دوستان و همسایگان و بالاخره سلام بر والدین و برادران و خواهران از این نقطة دور ، از این بیابان سر پل ذهاب ، نامه به شما می نویسم و انتظار دارم با هر نامه ای که می نویسم، در سازندگی افراد مقداری مؤثر بوده باشد و می خواهم که هر چه نامه فرستادم به دیگران نیز بدهید بخوانند و آخر کار نگه دارید و اگر یک مقدار برای خانواده مشکل است به یک نفر بگویید توضیح دهد که البته آسان است این نامه را روزی می نویسم که خبر شهادت رئیس جمهور محبوبمان (شهید رجایی) مرد الهی مخلص، این مرد متواضع و مسلط بر نفس خود، این مرد مظلوم و بردبار در اهداف الهی این مردی که از متن مردم برخاسته و تلخ و شرین جامعه را چشیده و زجرها کشیده و زندانها رفته و درد مردم را لمس کرده بود شخصی که به واسطه ملت و رهبر ایران ، متّکی به خدا بود و متّقی بود و شهادت با هنر که کمتر از مطّهری ها و بهشتی ها نبود ، ولی در رابطه با این شهادت چند تذکر و توصیه دارم که انشاء الله انجام دهم و توجه داشته باشیم که داریم : 1ـ این مردان الهی گر چه مردان نمونه هستند و با شهادت آنها ملّت ، آنها را از دست داده و جای آنها خالی است و مردانی که شبانه و روز یاری این انقلاب -و آن هم فقط به خاطر خدا- میکردند و اینها بودند که شبانه روز سه الی چهار ساعت استراحت نداشتند، از دست داده است این مردانی که عصارة ملت هستند گر چه مقداری نگرانی را همراه دارد و برای کسانی که فقط دیدشان دید مادّی نیست و آخرتی را نیز دارند و دنیای دیگر را حاصل محصول مزرعة دنیا که کشته اند می دانند باکی نیست ، که در درجة اول برای شهیدان افتخار است پس با این دید الهی و اسلامی ، دیگر غم چندانی نداریم. 2ـ آن طور که از ظواهر امر پیداست. یکی از مهمترین هدف اصلی دشمنان از به شهادت رساندن این مردان الهی منحرف کردن فکر ها از جنگ است – همان طور که امام در شهادت بهشتی و 72 تن شهید گفتند . پس از این جهت ما باید نه تنها کمترین نقطه ضعف و ناامیدی در ما ایجاد شود که شرک است ، که با قوای بیشتر با کفّار و منافقین بجنگیم و کمک کنیم . 3ـ ممکن است یکی دیگر از اهداف آمریکا نا امید کردن مردم در این که در صحنه موجود باشند، باشد و ملت مسلمان و انقلابی ایران را در این که سر نوشت خود را به دست خود بگیرد ناامید کند که باید بیدار باشیم، همانطور که امام (در روز شهادت این دو شکوفه انقلاب) گفتند: باید سرنوشت خود را به دست گیرد تا آمریکا نا امید شده و گور خود را گم کند، دشمنان یک روز با حیلهها یک رئیس جمهور آمریکائی ]بنی صدر[ را به خورد ملت دادند . که ملت ما با بیداری خود این امانت را از آن خیانتکار پس گرفت و رئیس جمهور مکتبی سر کار آورد که آمریکا دید او سازش پذیر نیست او را به شهادت رساند. ملّت ما باید یک رئیس جمهور مکتبی]با افکاری همچون افکار[ رجائی انتخاب کند . 4ـ همانطور که امام می گوید ، دشمن اصلی ما امریکا است و اوست شیطان بزرگ ولی او برای اینکه خود را خوب جلوه دهد و گناهکار نداند ، به واسطه گروه ها و افرادی مانند بختیار ، بنی صدر، رجوی و ... به طور غیر مستقیم کار می کند . به طوری که مردم از شیطنت او غافل شوند ، ولی ما باید بدانیم که تمام اینها زیر سر امریکا است . وتمام نقشه ها از سازمان سیا به این گروه ها داده می شود که اینها مظان امریکا هستند . 5ـ وقتی انقلاب اسلامی ایران ، نابود می شود که تک تک افراد مسلمان ایران کشته شوند و انقلاب اسلامی وقتی از بین میرود که امریکا یک به یک ما را از زیر تیغ بگذراند ، همانطور که رجائی همیشه می گفت ، این کابینه 36میلیونی است و وقتی این کابینه و انقلاب از بین رود که همه از بین بروند . 6ـ ما باید راه آنها را با شدّت بیشتری ادامه دهیم و تمام آن تفکّرات و روشهای انقلابی آنها را باید یاد بگیریم و روی آنها عمل کنیم تا توانسته باشیم مقداری بهای خون این شهیدان را پرداخته باشیم . به اعتقاد ما با شهید شدن هر فرد ، ما باید در کنترل نفس خود و اخلاص و خدا گونه شدن خود بکوشیم و با کشته شدن هر فرد انقلابی و اسلامی باید بدانیم یک نقطه عیب در معرفت خودمان بوده است که باید بدانیم چیست و در رفع آن بکوشیم که جهاد بزرگ جهاد با نفس است. 7ـ دادگاههای انقلاب با شدّت بیشتر، توطئه گران را دستگیر کرده و همه را به جزای اعمالشان برسانند. البته ملت، همکاری کند هر چه ملت زودتر بیدار شود و این گروهها را بشناسد و عاملان را معّرفی کند ما خسارت کمتری خواهیم داد. من از این نقطة دور سلامتی هر چه بیشتر شما را خواهانم و بیداری شما را. و اینکه مساجد را سنگر خود بگردانید که محکم ترین و اصلی ترین سنگرهاست ، که جبهه اصلی آنجاهاست نه اینجاها ، سعی کنید مساجد را پر کنید و نگویید انقلاب تمام شده است که این انقلاب تا پیروزی کامل، کارها دارد و تازه بعد از پیروزی هم، هیچ وقت نباید سنگرها را خالی کنیم. نگویید که مردم می روند و احتیاج به رفتن من یک نفر نیست بلکه یک به یک ما مسئولیم و همچنین نگویید این مردم پا برهنه هستند که به مساجد می روند و این مردم بی ارزشند و جای ما در مسجد نیست، بلکه این مردم بهترین مردمند، نگویید که فلان سرمایه دار و یا بازاری و یا فلان روحانی پیش نماز، در مسجد است پس ما به مسجد نمی رویم که اینها بهانهای برای این است که سدّ راه و جلوگیر راه خدا شود، نکند در وظائف خود کوتاهی کنید که این روش مسلمانی نیست، مسلمانی که با این بهانه ها مساجد را ترک کنند مسلمان نیستند. بس است، سرتان را درد آوردم . در آخر یک چیز را بگویم که ما در این جا خیلی خوش هستیم و کمی هم ناراحتی دوری از شماست و آن هم با این مسئله که ان شاء الله در راه خدا کاری کنیم ، حتما میشود. اینجا به هیچ چیز احتیاج نداریم به جز سلامتی شما اگر خواستید نامه بنویسید به آدرس روی پاکت بفرستید و به سپاه پاسداران بدهید ، تا بیاورد . (به آدرس کامل ونامه من) خداحافظ به امید دیدار