بعد از شروع نهضت اسلامى به رهبرى امام(ره)، طلاب را به زور سر نيزه به سربازى مى بردند
و شهيد حاجى سلطانى جزو اين دسته بود. او كه بيانش گرم و جانش پر از معانى لطيف بود به هدايت سربازان پرداخت و فرماندهان ارتش را كلافه ساخت. بعد هم فرار از سربازى و پس از مدتى
دستگيرى، بازداشت و زندانى در اوين. پس از آزادى به طور پنهانى راهى حوزه علميه نجف اشرف شد و از محضر اساتيدى نظير حضرات آيات خويى،شاهرودى، سيستانى و امام خمينى(ره) بهره ها برد. در نجف هم خود را به قلّه عبادات و مستحبات نزديك كرد و به خودسازى پرداخت.
در سال 47 براى تبليغ و تحقيق به شبه قاره هند و پاكستان مهاجرت و از حوزه هاى اسلام آباد، لاهور و كراچى بازديد نمود و در همانجا به تربيت طلاب و هدايت مردم پرداخت و با ترفندهاى وهابيت منحرف به ستيز بر خاست . از مهمترين كار هاى او علاوه بر تربيت دو هزار طلبه در آن حوزه ، روش هاى تبليغى عقلانى (نه احساسى ) را به طلاب و اهل منبر ياد داد. سر انجام در سال 79 توسط وهابيون افراطى روبه روى منزلش به شهادت رسيد. او عاشق امام زمان (عج) و معتقد به تأثير آن امام همام در همه مراحل زندگى و مبارزاتى بود .