شهید حسینعلی حجتی در سال 1338 در خانواده ای متوسط در شهر نجف آباد به دنیا آمد. از همان کودکی از ذهن و هوشی سرشار برخوردار بود. تحصیلات خود را با کسب نمرات بالا تا اتمام دبیرستان طی کرد. سپس وارد دانشگاه شد. قبل و بعد از انقلاب در جریان پیروزی انقلاب فعالیت های متعددی داشت. با بسته شدن دانشگاه ها با گروهی از دانشجویان از طرف جهاد سازندگی به روستاهای اطراف شهرکرد رفته و چند ماهی برای سازندگی در آنجا خدمت می کرد.
بعد از آن بطور حق التدریس در تهران و سپس به شغل دبیری در اطراف نجف آباد پرداخت. بعد از اتمام امتحانات مدرسه چند روز مانده به ماه مبارک رمضان سال61 از طرف جهاد سازندگی نجف آباد عازم جبهه شد و در شب 21 رمضان به فیض عظمای شهادت نائل آمد.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
بسم الله الرحمن الرحیم
« یا ایتها النفس المطمئنه ارجعى الى ربک راضیة مرضیة فادخلى فى عبادى و ادخلى جنتى»
با درود و سلام به پرچم داران اسلام در این لحظهاى که در حال نوشتن وصیتنامه هستم به این فکرم که آیا مالیاقت داریم که یک سرباز اسلام باشیم و براى اسلام عزیز فدا شویم است مسلم به پا خیزى که «صداى هل من ناصر ینصرنى» مسلمانان در بند کشورهاى اسلامى به گوش مىرسد. و من وظیقه شرعى خود مىدانم که آن ندا را هر چه بیشتر طنین افکن سازم از تمام برادران و خواهران مىخواهم که در پشت جبهه هر چه بیشتر سربازان خدا را یاور باشند اى پدرم و اى مادرم خود معترفم که فرزند خوبى نبودم و لیکن اى مادر و اى پدر این فرزند حقیر خود را حلال کن و از خداوند طلب آمرزش برایم کن که زیاد گناهکارم و در این دم آخر از خداوند خواهانم را بیامرزد و اما اى برادرم و اى خواهر این برادر ناقابل خود را حلال کنید و این حقیر را فراموش نکنید خود اعتراف دارم که نتوانستهام وظیفه الهى خود را در قبال شما انجام داده باشم .
براى من 4 سال و نماز و روزه بخوانید و بگیرید و ان مقدار پولى که در بانک دارم آن بهرهاى را براى جنگ همانطورى که گفتهام بدهید و بعد هر چه براى نماز روزه دارید کم کنید و بقیه را بدهریک از خواهرانم و برادارنم ده هزار تومان بدهید و باقى مانده را به بیچارگان و مستضعفان بدهید این امر را خیلى زود انجام دهید و مقدارى پول از مدرسه راهنمایى یزدانشهر طلب کار هستم که براى خرج دفن و مراسم خرج نمایید و بقیه را باز به بیچارگان اگر اضافهاى داشت براى کتابخانه همان مدرسه که توسط آقاى شریف را گفتهام خرج کنید و همچنین اگر هر کس آمد و طلبى از من داشت به او بدهید و در آخر فقط و فقط وصیتم به تمام خانوادهام این است که در شهادت من صبر و استقامت را پیشه کنید که اجر شما از بین مىرود و از تمام همسایگان و خویشان براى من حلالیت بطلبید و در آخر براى من براى طلب آمرزش کنید و راه شهیدان را ادامه دهید و گرنه مسئول هستید.
والسلام
حسینعلى حجتى
بسم الله الرحمن الرحیم
یا ایتها النفس المطمئن ارجعی الی ربک راضیه ومرضیه فدخلی فی عبادی دخلی جنتی
با درود به پرچمداران وبا سلام به یاوران ورزمندگان اسلام سخن خود راآغاز می کنم.
در این لحظه که در حال نوشتن وصیت نامه هسم به این فکرم که آیا ما لیاقت داریم که یک سرباز باشیم وبرای اسلام عزیز فدا شویم ای مسلم بپاخیز که صدای هل من ناصر ینصرونی مسلمانان در بند کشورهای اسلامی به گوش رسد ومن وظیفه شرعی خود می دانم که آن ندا را هرچه بیشتر طنین افکن سازم از تمام برادران وخواهران می خواهم که در پشت جبهه ها هرچه بیشتر سربازان خود را باور باشند وای پدرم وای مادرم خود معترفم که فرزند خوبی نبودم ولیکن ای مادر وای پدر این فرزند حقیر خود را حلال کنید واز خداوند طلب آمرزش برایم کنید که زیاد گنه کارم ودر این دم آخر از خداوند خواهانم که من را بیامرزد واما ای برادرم وای خواهر این برادر ناقابل خود حلال کنید واین حقیر را فراموش نکنید وخود اعتراف دارم که نتوانستم وظیفه الهی خود را در قبال شا انجا م داده باشم .
برای من 4 وبهتر 5 سال نماز وروزه بخوانید وبگیرید.
درپایان فقط فقط وصیتم به تمام خانواده ام این است که در شهادت من صبر واستقامت داشته باشید.
که اجر شما ار بین نرود واز تمام همسایگان وخویشان برای من حلالیت بطلبید ودر آخر برای من طلب آمرزش کنید راه شهیدان را ادامه بدهید وگرنه مسئولید.