اهتمامش به قرآن بود و احکام دین. در مسابقات قرآن رتبه اش اول بود. از آموزش حمد
و سوره به بچه ها دریغ نمى کرد و بعد هم طلبگى یعنى سربازى امام زمان(عج) را اختیار نمود.
حدود سى ماه از آن دوران گذشت. عشق او به شهادت، وى را به جبهه ها کشاند و شش ماه
در کنار سایر رزمندگان به جهاد و مبارزه پرداخت. در جبهه علاوه بر تبلیغ احکام دینى به
عنوان آرپى جى زن در خطوط مقدم شرکت مى کرد. همسنگرانش مى گویند: ایثارگر بود و
حالاتى عجیب داشت. شب ها چراغى برمى داشت و در سنگرها و یا گودالى مى نشست و
به تهجد شبانه مى پرداخت.
یک بار هم مجروح گردید و صفحه پایانى زندگى اش چنین رقم خورد که در سنگر
نگهبانى گلوله اى به طرف آن ها آمد و او را به همراه سه نفر از رزمندگان به لقاى حق رساند،
چنان که هیچ اثرى از سنگر باقى نماند.
فرازی از وصیت نامه:
اى مردم! الان زمان جنگ است، اگر م ىخواهید اسلام زنده بماند باید سختى بکشید ولى اگر طالب خوش ىهاى دنیا هستید پس منتظر عذاب الهى
باشید که "حلاوه الدنیا مراره الاخره و مراره الدنیا حلاوه الاخره"