بهار نوجوانیش با بهار نونهال انقلاب و دوران شور و حماسه و التهاب مصادف بود. بعد اش، آرمانى بود که از امام(ره) گرفته و براى تداوم آن، راهى حوزه شد تا وجود خود را از شعاع آفتاب اهل بیت(ع) بهره مند سازد، از این رو در مدرسه علمیه ذوالفقار به تحصیل پرداخت.
شوق جهاد در راه خدا او را واداشت حصارهاى اطراف خود را بشکند و در کنار رزمندگان و شب شکنان دفاع مقدس، در یورش حرامیان صدامى حماسه بیافریند. او در یکى از عملیات ها مجروح گشت و پس از بهبود باز عزم دیار یار کرد تا آخرین بار به شوق دیدار، به مجاهدت بپردازد. رفت و در منطقه ام الرصاص،.گلوله آتشین بر پیکرش اصابت کرد و شربت شهادت نوشید و جنازه ایشان پس از نه سال به میهن بازگشت.
فرازی از وصیت نامه:
امید زیادى براى شهادت دارم و همیشه هنگام خواندن نماز آرزوى شهادت می کنم. شهادت را یک افتخار می دانم براى مکتبم، براى میهنم و براى خانواد هام. شهادت را یک پیروزى م ىدانم و امید وارم این پیروزى هرچه زودتر نصیبم شود.