اهالى محل او را به عنوان جوانى با شعور و ادب میشناختند و همواره او را مى ستودند، چهره اش
بشّاش و شادان بود ، به خاطر هوش و استعدادش همواره مورد تشويق استادان حوزه قرار مى گرفت.
علاقه اش به ورزش بويژه كاراته او را برانگيخت تا در كنار دروس حوزه به بدن سازى نيز بپردازد و قواى جسمانى خود را تقويت كند. خصال معنوى اش هم قابل توجه بود: دورى از گناه، وضوى دايمى ، كمك به فقرا ، احترام به والدين و..
محمد عشق ناتمامش را با حضور در جبهه هاى نور عليه ظلمت و جانفشانى و پايدارى تمام كرد و در صف مجاهدان در راه خدا قرار گرفت. او در سال 65 رهسپار منطقه جنوب شد و در شهرك دارخوين به لشكر مقدس امام حسين(ع)پيوست. دو هفته قبل از عمليات كربلاى 5 به خط مقدم اعزام گرديد و در مرحله پنجم كربلاى 5 در كربلاى شلمچه با رزمى بى امان در خون غلتيد.
واحد تبليغات لشكر امام حسين(ع)جلوه هاى حضور و يادمان وجود او را از ياد نخواهد برد.