شهید محمدحسین صالحى طلبة مجاهد خطة نجف آباد، شهر ایمان و معنویت و تقوا! دیروز حجر ه نشین حوزه هاى نجف آباد و قم بود و امروز سنگر نشین جبهه هاى نور. دیروز تکاپوگر علم نحو و امروز عاشق و فراخوان دریاى محو!
هفت سال اسارت در چنگال دشمنان خدا و آزار و اذیت ها و ضرب و شتم ها ، او را از ناحیه کتف و سر مجروح ساخت و اعصاب و روان او را از کار انداخت . سر انجام آزاد شد ، ازدواج نمود و پس از مدتى در حالى که با موتور سیکلت در حال حرکت بود بر اثر تشنج ناشى از مجروحیت ، تصادف کرد و به لقاى پروردگارش رسید .
آرى ! شهید محمد حسین صالحى ، شهیدى از قبیله قبله به دیار یار پیوست . وقتى مى گفتند : آرزویت چیست ؟ مى گفت : رفتن به زیارت خانه خدا . در حقیقت اگر زیارت خانه نصیبش نشد به ملاقات صاحب خانه رفت، »طُوبى لَهُم وَ حُسنُ مَآب .«
از ویژگى هاى ممتاز او سادگى و صفا بود که از چهره اش مى بارید . برنامه هایش منظم بود و به روزى حلال توجه ویژه مى نمود .