تربیت مادرى مؤمن و دیندار و رزق حلال پروردگار که از بازوان پدرى زحمت کش و پرکار به بار آمد،
محسن را در مسیر تقوا و پرهیزکارى قرار داد که فروغ تابناک علم و شهادت از وجودش ساطع گشت و در صف شاگردان مکتب امام صادق (ع) در آمد. علاوه بر آن، دروس کلاسیک را نیز ادامه داد تا اینکه فرمان هل من ناصر امام، او را به جبهه کشاند. سال 61 اولین اعزامش بود که همپاى رزم آوران دیگر، خرمشهر را از چنگال کفتاران بعثى نجات بخشید. در عملیات بیت المقدس، رمضان و محرم نقش ها آفرید. در عملیات محرم از ناحیه پا
مجروح گردید و در آخرین حضورش در عملیات ظفرمند والفجر هشت پیمانه محبت نوشید و عروج ملکوتى خویش را آغاز کرد.
ساعاتى پیش از عملیات هر کس در خلوتى به عبادت مشغول بود. به سراغش رفتم حالتى عادى نداشت و بر خود مى لرزید. به دلداریش گفتم : بار ها به جبهه آمدید چرا مى لرزید ؟ نگاه معنا دارى کرد و گفت : مى ترسم خداوند گناهان مرا... در جواب گفتم : برادر ! اولین قطره خون شهید که بر زمین مى ریزد تمام گناهانش بخشیده مى شود. او گفت : مى دانم ولى گناه مانند جوهر است که روى لباس بریزد. حتى پس از شسته شدن اثر آن
مى ماند. نمى خواهم در قیامت با این حالت نزد خداوند حاضر شوم و عرق سرد بر پیشانیش نشست...
فرازی از وصیت نامه:
فراموش نکنید؛ تقوا، خواندن نماز و دعا، قرآن، نیکى به پدر و مادر و واجبات (الهى را).