شقایق وجودش در سال ۱۳۴۹ در شهر خرمشهر شکوفا گشت و چند سال بعد به خاطر شغل پدر راهی اصفهان شد. سن و سال کمش در دوران شکل گیری انقلاب مانع انجام فعالیت های انقلابی نشد و به دنبال دوستانش با دستان کوچک اعلامیه های بزرگمرد تاریخ ایران را به دیده ی همگان می رساند.
او که لحظهلحظهی زندگیاش سرشار از تلاش و فعالیت بود در کنار ورزش هایی چون شنا و کوهنوردی در کلاس های امداد و نجات هلال احمر هم شرکت می کرد و به همین سبب با شروع جنگ تحمیلی به عنوان امدادگر راهی میدان نبرد شد.
وجود نازنین فرشاد سرشار از خصلت های زیبای اخلاقی چون خوش خلقی و شوخ طبعی و صبر و نظم بود و رأفت نگاه و کلام لطیفش همواره بزم شادی برای دوستان و اطرافیان مهیا می کرد.
با شروع جنگ تحمیلی و حمله ی غاصبان بر خاک وطن ، بزرگ مرد کوچک ما در حالی که فقط پانزده سال داشت با اصرار فراوان راهی میدان رزم شد و در ستاد مشترک امداد و درمان لشکر امام حسین۷ به فعالیت پرداخت.
سرانجام در عملیات والفجر ۸ در حالی که برای نجات چندتن از همرزمان که در داخل نفربری که حال سوختن بود حبس شده بودند خود را به آب و آتش می زد، گلوله ای به سر مبارکش اصابت کرد و در همان جا به فیض مطلق شهادت رسید.