همزمان با تحصيلات متوسطه، وارد حوزه علميه زرين شهر شد و به تحصيل معارف پرداخت.
در دبيرستان ابن سينا، بنا به انديشه معنوى و مذهبى اش به تشكيل انجمن اسلامى اقدام و سعى كرد از اين راه به هدايت فكرى دانش آموزان بپردازد و چنين بود كه فعاليت هاى اجتماعى و سياسى خود
را شروع نمود.
حال و هواى جبهه، احساس مسئوليت دينى، صفاى باطن و عشق به جهاد فى سبيل الله، طلبه
مجاهد سيدرضا هاشمى ريزى را به جبهه هاى حق عليه باطل كشاند. او در عمليات پيروزمند والفجر 8 مجروح گشت و پس از بهبود، بار ديگر براى تكميل جهاد و مبارزه خويش به جبهه هاى نور رفت و
سرانجام پس از مجاهدتى بزرگ در عمليات كربلاى 4، رداى فاخر شهادت پوشيد.
شهيد هاشمى داراى قلبى رئوف و مهربان و در كمك به نيازمندان پيش قدم بود. در عبادت، كوشا و نسبت به نمازشب و تلاوت قرآن اهتمام عميق داشت. عشق و محبت او به اهل بيت عصمت و طهارت(ع) موجب شده بود نحوه عزاداريش در ماه محرم زبانزد خاص و عام شود.
اى خدا اگر رضاى تو در مورد ما، شهادت است از تو می خواهم كه قلبهاى ما را پاك و دلهايمان را مملو از عشق خودت و ولّى خودت نمايى...
اگر لياقت شهادت را نصيب ما نمودى، شهادت ما را »خالصاً لوجهك « قرار ده و ما را مسلمان و محبّ آل محمّد بميران.