شهید در سال 1334 در اصفهان در خیابان وحید کوچه خیام دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را تا سیکل ادامه داد قبل از انقلاب به خدمت سربازی رفت چون محیط به عقیده اش ساز کار نبود از خدمت فرار کرد و اسم سرباز فراری را برای خود برگزید بعد از آمدن به شغل برق کشی ساختمان مشغول به کارشد. در سن 22 سالگی یعنی در سال 1356 با یک دختر مسلمان و تک و محجبه از خانواده اصل و نسب دار ازدواج کرد حاصل این ازدواج 20 ماهه یک پسر بچه بود روزها از صبح می رفت سرکار تا شام که به خانه بر می گشت محل کارش در خیابان بزرگمهر بود و کحل زندگیش در خیابان درچه ، زندگی راحت و بی دغدغه ای داشت تا اینکه به دوران انقلاب رسید در دوران شروع انقلاب ضجه های فرزندان آغشته به خون اسلام شنیده بود و ناله یک ملت بچه و پیر را میشنید و سرنوشت کور و خاموش مردمش را می دید و لگد مال شدن کویر انسانیت را شاهد بود در همین روزها از تاریخ زندگیش بود که سرانجام با بیمه امیدها و آرزوها خود که برپائی جمهوری اسلامی داشت سرانجام با داشتن همسر و یک فرزند 9 ماهه با اینکه شهات خود را یادآوری نموده بود در تاریخ 17/9/57 در سن 24 سالگی در ساعات منع عبور و مرور حکومت نظامی بدست جلادان رژیم ساواک پهلوی بدنبال مخلوط شدن بوی باروت ناشی از انفجار گلوله های آمریکایی که با خون حسینی گونه اش پیوند خورد سرانجام در شب هفتم محرم همان سال شهد شهادت را نوشید و پیکر پاک شهید فردای همان روز در تکیه گلزار به خاک سپرده شد و روز عاشورای حسینی مصادف با عزای مولایش حسین (ع) مجلس ترحیم و یادبودی برای شهید گرفته شد و روحش شاد و یادش گرامی او با هیچ گرفتن حیات ، حیات آخرت را پیش خرید کرد و با اینکار خود بر مسئولیت ما صدها بار افزایش می یابد شهیدان ما نثار کردن خون خود ریشه انقلاب را آبیاری کرد.