|
|
|
|
|||
اشک جدا، چشم جدا
بی شما بر سر ما خاک عزا می ریزد
مطلب بعدی »
آسمانی که شما و دل ما می ریزد در کویر دل ما بارش ابری نگرفت ابر از گوشه ی چشمان شما می ریزد گر چه تاریخ جلو آمده اما اینجا خونتان هم جهت کرببلا می ریزد تلخیِ واقعیّت را که جهان می فهمد خون از این چشم جدا، اشک جدا می ریزد بی شما شهر و خیابان چه مدرن است ولی از ستون های زمین مرگ و بلا می ریزد اگر امروز عزیزان به زمین برگردید آبروی همه ی ما به خدا می ریزد از همان اول این شعر دلم دزفول است تازه فهمیده ام این اشک چرا می ریزد امیرحسین نورالدینی شاه آبادی |
|||||
|