صفحه اصلی
loading...
 
 
 

همسفرها

شاعر / نويسنده : رضا معتمد

چندان فرو برديم سر در زير پرها
تا پر زديم از يادتان اي همسفرها

جا داشت اي آسوده خاطرها بپرسيد
يكبار هم از حال ما خونين جگرها

لب تشنگاني مانده در بهت كويريم
يا آهواني خسته در كوه و كمرها

اينجاست پيرامونمان صف هاي آتش
آنجاست پيشاپيش مان سيل خطرها

دلهايمان خالي است از شوق سرودن
ما را تهي كردند از آن شور و شرها

اي كاش دل را باز دريابد دعايي
از سينه عطر عشق برخيزد سحرها

با خويش مي گويم اگر مي شد، چه مي شد
امروز بسيارند اما اين «اگر» ها

منبع: كتاب باكارواني از كبوتر، اشعار برگزيده اولين، دومين و سومين جشنوراه شعر دفاع مقدس استان بوشهر، گردآوري و تنظيم: دفتر ادبيات اداره كل حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس استان بوشهر، ص72
مطلب بعدی »