صفحه اصلی
loading...
 
 
 

از سرخ کردنی ها فشنگ

همه دور هم نشسته بوديم؛ صحبت از خوردني ها شد و اينكه كي چي دوست دارد و كي چي دوست ندارد. بچه ها از روي سادگي و صميميتي كه داشتند مي گفتند چه چيزهايي را دوست دارند و با ميل ميخوردند و چه جيزهايي را دوست ندارند يا دوست دارند ولي با مزاجشان سازگار نيست. به يكي از آن بچه ها كه به قول خودش هيچ غذايي تا به حال نتوانسته او را سير كند و يك كارگر مي خواهد كه هيزم بزند زير اجاق غذايش به شوخي گفتم: «شما چطور؟ شما چه چيزهايي را دوست نداريد و نمي خوريد.» كمي شكمش را ماليد و گفت: «من ناشكر نيستم و همه چيز مي خورم؛ در واقع هر چي گيرم بياد: البته چرا دروغ بگم. من از سرخ كردني ها فشنگ، از پختني ها پاره آجر و از حاضري ها فقط گِل سرشور را دوست ندارم و نمي خورم و بهم نمي سازه.»

منبع: نوید شاهد
مطلب بعدی »