صفحه اصلی
loading...
 
 
 

پرنده در خون

شاعر: حسین حاجی هاشمی

تا کی تو را یک پرنده در خون و پرپر ببینم
من دوست دارم پدر را یک جور دیگر ببینم
تا کی بگویم به مادر یک روز می آیی از راه؟
تا کی دو چشم ترش را خشکیده بر در ببینم
تا کی قرار است کابوس دست از سرم بر ندارد؟
تا کی قرار است در خواب یک مرد بی سر ببینم؟
این سان که دور از بهارم، حکم است تا آخر عمر
تقویم ها را سراسر آبان و آذر ببینم
تا این که شاید کمی عشق در شعر هایم بپاشم
ای کاش می شد پدر را از چشم مادر ببینم
تردید دارم که در شعر پرپر ببینم پدر را
یا اینکه پرواز او را در بیت آخر ببینم
پر باز کن تا همیشه، پرواز کن تا بینهایت
تا کی تو را ای کبوتر خونین و پرپر ببینم؟

منبع: کتاب همیشه های هنوز 2
مطلب بعدی »