صفحه اصلی
loading...
 
 
 

نماز عشق

شاعر: اصغر حاج حیدری «خاسته»

چو دیدم در نماز عشق رودررو خدایم را
شدم از خویش و گم کردم به حیرت دست و پایم را
به سوی غیر، چشمم روزنی بود و بر او بستم
که در خلوت ببینم روی خوب آشنایم را
ز کوته دستی و بی دستی ام هرگز ندارم غم
که گیرد دامن مهرش شبی دست جدایم را
رفیقانم مرا زخمی رها کردند و بگذشتند
مگر می خواست او بیند پس از آن وفایم را
گذر از نیل خواهم کرد با لطف خداوندی
که دانم ره گشای خویش در این ره عصایم را
و «منهم من قضا» آنان و «منهم ینتظر» با من
خدایم گفت خواهی دید بعد از این قضایم را
به لب خندی بپوشانم غم و درد درونم را
نمی خواهم کسی بیند به مژگان، اشک هایم را
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حایل
تو ای ساحل نشین در موج بین! حال و هوایم را
«متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و احمل ها»
قنوتی بستم و دیدم در آغوشم خدایم را

منبع: کتاب همیشه های هنوز 2
مطلب بعدی »