صفحه اصلی
loading...
 
 
 

صحنه ی آخر

شاعر: محمدرضا سلیمی

آن کوچه و آن کاسه و آن آب که ریخت
یک مرد که رفت و نور مهتاب که ریخت
این صحنه ی آخر تو را دیدن بود
بعد از تو چقدر اشک بی تاب که ریخت

منبع: کتاب همیشه های هنوز 2
مطلب بعدی »