صفحه اصلی
loading...
 
 
 

نگاه بی صدا

شاعر: امیر سنجوری

و کوچه بدرقه را دست بر دعا مانده
درست یک قدم از مرد تا خدا مانده
درنگ آخرش از التهاب کوچه گریخت
تبسمی و نگاهی که بی صدا مانده
زنی که پشت سر رود، آب می ریزد
زنی که خیره در ابهام کوچه ها مانده
و حال از همه ی عاشقانه های قدیم
سکوتی از تو در آواز آشنا مانده
هنوز روی زمین کار واجبی داری
کنار پنجره مقداری از تو جا مانده

منبع: کتاب همیشه های هنوز 2
مطلب بعدی »