صفحه اصلی
loading...
 
 
 

شب بی ماه

شاعر: محمد جواد شاه مرادی «آسمان»

پرم از صدای سترون، پُری از ترانه ی تردید
پدرت برای که جان داد؟ پدرم برای که جنگید؟
من و تو دو کشتی دوریم، دو ترانه خوان عبوریم
یکی از دهانه ی وحشت، یکی از کرانه ی امید
شبی از تمامی شب ها، شب نامبارک طوفان
شب جزر و مد، شب بی ماه، شب بی ستاره ی ناهید
نفس کشنده ی خود را به سوی من و تو فرستاد
همه ی امید پلیدش، نشکفتن گل خورشید
پدران ما نشکستند، به اطلاعش ننشستند
ز سپیده دیده نبستند که رسد سپیده ی جاوید
شب سرد و تیره گذشت و خطر از جزیره گذشت و
غم این عشیره گذشت و... همه رفت... رفت به تبعید
چه غم از خزان و زمستان؟ من اگر ترانه بخوانم
تو اگر ترانه بخوانی به هوای آمدن عید

منبع: کتاب همیشه های هنوز 2
مطلب بعدی »