صفحه اصلی
loading...
 
 
 

گل گلوله بود

شاعر: شهرزاد شریف زاده

تو رفتی و خزان من به دور از بهار شد
فضای سرد سینه ام بدون تو شرار شد
امیدهای من همه شهید شد یکی... یکی...
و نامشان به کوچه های شهر ماندگار شد
تو این چنین که رفته ای به سوی دوردست ها
تمام مرگ مرد و زیستن بی اعتبار شد
بگو به آسمان اگر که بر نمی خورد به او
دلی که سوخت نیمه شب، چو گرد شد... غبار شد
وگل گلوله بود و روی سینه ات شکفته شد
دوباره گل بزن زمین... درخت ها بهار شد
عروس خسته ی زمان به روی شانه ام گریست گریست
و کنج قلب مادرت عزیز من مزار شد

منبع: کتاب همیشه های هنوز 2
مطلب بعدی »