|
|
|
|
||
سرفه های ممتد
شاعر: محمد حسین صفاریان
مطلب بعدی »
بس که چون موج فرو خورد نفس هایش را نشنیدیم صدای دل دریایش را سرفه ها ممتد و بی حوصله تکرار شدند بغض در بغض گرفتند نفس هایش را سال ها رو به عقب رفت نگاهش چرخید پشت سر خاطره ای سوخت سراپایش را سوت خمپاره همه همسفرانش را برد و رها کرد همان جا دل تنهایش را بوی خردل همه جا هم نفسش بوده و هست تاول دلهره آتش زده فردایش را ما شنیدیم که آن زنده مسیحای شهید می کشد یک سره بر دوش چلیپایش را نشنیدیمو ندیدیم جز آیینه کسی که فراموش کند چشم تماشایش را نشنیدیم صدای دل دریایش را بس که در سینه فرو خورد نفس هایش را منبع: کتاب همیشه های هنوز 2 |
||||
|