صفحه اصلی
loading...
 
 
 

طوفان دیگری در راه است

نویسنده: سید مهدی شجاعی
ناشر:کتاب نیستان
تعداد صفحات: 394 ص
قسمتی از متن:


*...فکر می کنم که دچار حالتی شبیه "دوست داشتن" شده باشم! نمی توانم اسمش را بگذارم عشق.برای اینکه به قول همیشه تو،عشق ساده نیست. ولی دوست داشتن چرا! کافی است که تو دختری را تصادفاً در یک مهمانی ببینی- مهمانی ای که ایرانی ها به مناسبت چهارشنبه سوری برگزار کرده اند- و قیافه اش به دلت بنشیند. و بخصوص چاله ای که موقع خندیدن ،روی گونه اش می افتد توجهت را جلب کند. با کمی پررویی جلو بروی وبا قدری پررویی بیشتر،سر صحبت را باز کنی ودر همان چند دقیقه اول، متوجه شوی که او هم تصادفاً از تو خوشش آمده و از دیدنت خوش وقت شده و تو هم از خوشحالی بخندی و همزمان با دست به دنبال چاله ای بر روی صورتت بگردی تا علت علاقه و جلب توجه او را هم به خودت پیدا کنی. والبته مهم نیست اگر پیدا نکنی! مهم این است که به گفت و گو ادامه دهی و آخر شب ،او را تا منزلش-یعنی بیرون منزلش- همراهی کنی... *...نمی دانم که درست فهمیده ام یانه،ولی حدس میزنم که بزرگترین یا اولین هنر مش خجّه این بوده که در هجوم مصیبت، با ضجه و مویه یا اعتراض و شکوه وشکایت از خدا فاصله نگرفته، بلکه همان مصیبت را سکوی پرش ساخته و تسلیم و رضایش باعث سرافرازی در امتحان و تقرب بیشتر به آستان خداوندی شده... *...گفت: رضایت خیلی کوچیکه ، اشتیاق هم کفایت نمی کنه ،له له رفتنم.همه خبرا اون طرفه!اینجا که خبری نیست.اگه توهم می دیدی که اون طرف چه خبره یه لحظه اینجا بند نمی شدی.../

مطلب بعدی »