صفحه اصلی
loading...
 
 
 

امضايي از بهشت

پنجشنبه 11 دی 1348
ماه شعبان رسيده بود و حال و هواي جشن و شادي در همه‌جا موج مي‌زد. به حاج آقا پيشنهاد كردم كه در ايام شعبان، سفري به تهران داشته باشيم كه بچه‌ها هم هوايي عوض كنند.…

اين جاشهيدي خفته است

پنجشنبه 11 دی 1348
در عالم خواب، داخل يكي از شيارهاي فكه با همان چوب‌دستي كه به علت كمردرد، دستم مي‌گرفتم، قدم مي‌زدم. تا اين‌كه به كپه‌ي خاكي رسيده، با چوبدستي به همراهان اشاره…

اسم حضرت زهرا (س)

پنجشنبه 11 دی 1348
يك‌بار اتفاق افتاد كه بچه‌ها چند روز مي‌گشتند و شهيد پيدا نمي‌كردند. رمز شكستن قفل و پيدا كردن شهيد، نام مقدس حضرت زهرا (س)‌ بود. 15 روز گشتيم و شهيد پيدا نكرديم.…

اسماعيل طحان-عبدالرحيم (شهيد)

پنجشنبه 11 دی 1348
مدت ده سال بود كه از او خبري نداشتيم،‌ نه مي‌دانستيم شهيد شده است نه اسير. تا اين‌كه يك شب او را در عالم خواب ديدم. بسيار مهربان بود، و در حالي‌كه چهره‌اي خندان…

بوسه ‌ي عشق

پنجشنبه 11 دی 1348
آخرين بار كه مي‌خواستيم بدرقه‌اش كنيم، خواستم صورتش را ببوسم، ناخودآگاه صورتش را برگرداند تا با يكي از بدرقه‌كنندگان صحبت كند كه لب‌هايم به جاي صورتش پشت…

اسلامي خواه-سيد مهدي

پنجشنبه 11 دی 1348
مادرم مي‌گفت: «از هجران سيد مهدي» ناراحت بودم. يك شب او را در خواب ديدم، به او گفتم: تو از پيش من رفتي و ديگر يادي از من نمي‌كني و سراغي از ما نمي‌‌گيري؛ مهدي گفت:…

از امام حسين (ع)

پنجشنبه 11 دی 1348
"محمدبن سنان" مي‌گويد: «فطرس» نام فرشته‌اي است كه خداوند بر او غضب كرد و جبرئيل اين فرشته را نزد پيامبر آورد تا او را شفاعت كند. (چرا كه خداوند بال‌هاي او را…

انگشتري آقا

پنجشنبه 11 دی 1348
روز عيد، نزديك غروب آقايي به منزل ما آمدند و گفتند: «منزل جانباز علم‌الهدي اين‌جاست؟» گفتم: «بله» و آنان اذن دخول خواستند. من هم تعارفشان كردم. عده‌اي كه در…

اردكاني-رضا (شهيد)

پنجشنبه 11 دی 1348
سه روز بي‌زبان بودم و قدرت تكلم خود را از دست داده بودم و به ناراحتي شديد قلبي نيز دچار شده بودم. يك شب برادرم رضا را در خواب ديدم كه به عيادتم آمد، دستش را روي…

اتاق حضرت رسول (ص)

پنجشنبه 11 دی 1348
شبي در خواب ديدم كه من و مهدي با هم به مكاني رفتيم كه اتاق‌هاي زيادي داشت. در يكي از اتاق‌ها كه بزرگ بود، تمام اهل بيت (ع)‌ حضور داشتند. من خيلي خوشحال بودم. ناگهان…