|
|
|
|
|||
نامه های بی جوابپنجشنبه 11 دی 1348
چقدر نامه نوشتم به دست باد سپردم
برای آمدنت شب به شب ستاره شمردم
چقدر گرد گرفتم من از اتاق تو مادر
برای باور مردم قسم به جان تو خوردم
در انتظار تو و قاصدی كه هیچ…
مادر! مرا ببخش اگر دیر آمدم...پنجشنبه 11 دی 1348
مادر سلام! آمدهام بعد سال ها
انگار انتظار تو را پیر کرده است
زود است باز این همه پیری برای تو
شاید منم که آمدنم دیر کرده است
مادر مرا [ببخش!] اگر دیر آمدم
جایی که…
آی خاکی ها...پنجشنبه 11 دی 1348
ندیدم آینهای چون لباسخاکیها
همان قبیله که بودند غرقِ پاکیها
به عشق زنده شدن، «عند ربِّهم» بودن
شده ست حاصل آنها ز سینه چاکیها
دلیل غربتشان، اهلِ خاک…
که می داند بر سرخ بوته ها، چه رفتپنجشنبه 11 دی 1348
در آفتابِ لخته ی خونین شهر
گویاترین قصیده ی باران سرخ
بر سنگفرش کوچه و برزن،
پیام داد، تا مردِ استوار
خود را در آستانه ی خون و شرف
چون بیتِ تازه ای بِسُراید
به متن…
دیروز درد حقیقی، امروز درد زمینیپنجشنبه 11 دی 1348
بهروزهم رفت ممد! با آخرین لاله چینی
آزادی شهر ما را، ممد! نبودی ببینی
ممد نبودی و بودند آنان كه هرگز نبودند
عاشق تر از تو كسی نیست، ممد! تو عاشقترینی
محو كدام…
سخنی با تو ، ای خرمشهر!پنجشنبه 11 دی 1348
بر آی از دل ، ای بانگ خشم و خروش
مگر بردری پرده گوش هوش
چه می گویم ،ای سینه ، توفنده شو
تو ای دل، شرار فروزنده شو
برون ریز ، ای تفته اندرون
روان کن یکی آتشین جوی خون…
هیچ کس نیست در این سنگر باقیماندهپنجشنبه 11 دی 1348
جاده مانده است و من و این سر باقیمانده
رمقی نیست در این پیكر باقیمانده
نخل ها بی سر و شط از گل و باران خالی
هیچ كس نیست در این سنگر باقیمانده
تویی آن آتش سوزندهی…
دیشب از چشمم بسیجی میچکیدپنجشنبه 11 دی 1348
دیشب از چشمم بسیجی میچكید
از تمام شب «دوعیجی» میچكید
باز باران شهیدان بود و من
باز شب های «مریوان» بود و من
دست هایم باز تا آهنج رفت
تا غروب «كربلای پنج»…
یاد آن سنگری که ترکش خوردپنجشنبه 11 دی 1348
پدرم بوی سیب را می داد
پدرم با نفس كشیدن خود
عطر ( امن یجیب ) را می داد
با نگاهی كه آسمانی بود
زیر ماسک،او، همیشه می خندید
آن زمانی كه بغض هم می كرد
مادرم را،كنار خود…
همسنگر باباپنجشنبه 11 دی 1348
ابر دستی به نگاه تر مهتاب کشید
بعد باران شد و چشمان مرا آب کشید
گفت : شادی بکش اما پسرک درد کشید
گفت : بابا بکش اما پسرک قاب کشید
آه ای ماهی تبعیدی این حوض بگو
سیب…
|
|||||
|