|
|
|
|
|||
مسافر قبر حسین(ع)پنجشنبه 11 دی 1348
در مسیر عشق
سوی دشت کربلا
چون که بگذشتم از کنار تنگه مرصاد
چشم های خسته ام را
لحظه ای بستم و چون بستم
بدیدم ناگهان
صد هزاران
صد هزاران عاشق دیوانه را
که به تن…
عقل باید که پشت در باشد...پنجشنبه 11 دی 1348
دیده ای یک نفر پرنده شود
پر بگیرد ،بدون سر باشد
سایه گستر شود درختی که
تنه اش زخمی تبر باشد
دیده ای تا کنون پرستویی
روی مین آشیانه بگذارد
استخوانی بیاید ومثل…
آژیر پیروزی در خیابان آزادیپنجشنبه 11 دی 1348
مژده فتح خرمشهر
در ساعت چهار بعدازظهر
در خیابان آزادی
غریو شادی در توفان حنجرهها
و زلال اشک شوق
در سپیده چشمان شهر
شهر در التهابی دیگر گونه
جعبههای شیرینی از…
زخیل عاشقان جا ماندهام منپنجشنبه 11 دی 1348
رفیقان میروند نوبت به نوبت خدایا نوبتم کی خواهد آمد
الهی من بدم اما تو خوبی یقین دارم که ستارالعیوبی
حمید ناصری از دست ما رفت خدایا گل بود و هست ما…
یادش بخیر اون روزاپنجشنبه 11 دی 1348
یــــادش بـخیر اون روزا بـابـا عـجب حــالــی داشت
با زهــرا بـــازی مـی کرد سر به سرش هی می ذاشت
قــایم موشک بـــازی رو زهرا که خیلی دوس داشت
امّا اونوقت کوچیـک…
ما نباختیمپنجشنبه 11 دی 1348
ما نباختیم، چون پشیمان نیستیم، و پشیمان نیستیم چون نباختیم.
ما بردیم، چون دفاع كردیم، و دفاع كردیم چون مَردیم.
ما جنگیدیم…
فکه مثل هیچ جا نیست! نه شلمچه، نه ماووت، نه سومار، نه مهران، نه طلائیه، نه...پنجشنبه 11 دی 1348
فكه مثل هیچ جا نیست! نه شلمچه، نه ماووت، نه سومار، نه مهران، نه طلائیه، نه...
فكه فقط فكه است! با قتلگاه و كانال هایش، با تپه ماهور و…
جـــنگ کجـائی ؟ که دلم تنـگ توستپنجشنبه 11 دی 1348
جـــنگ کجـائی ؟ که دلم تنـگ توست
رقـص جنون تشـنه ی آهنـگ توســت
جنگ کجائی؟که دلم خون شد است
زاده ی لیـلای تو مجـنون شــد است
جنــــگ شـهـیـــدان تــــو را…
شکوه ماندگارپنجشنبه 11 دی 1348
بسیجیای شکوه ماندگار عاشقی
که میتراود از دلت بهار عاشقی
به من نشانی هزار لاله را بده
به من کلید کوچه باغ ناله را بده
بگو که عشق از دم تو سربلند شد
سری شکست…
بهار است و هنگام گل چیدن منپنجشنبه 11 دی 1348
به خون گر كشی خاك من، دشمن من
بجوشد گل اندر گل از گلشن من
تنم گر بسوزی، به تیرم بدوزی
جدا سازی ای خصم، سر از تن من
كجا میتوانی، ز قلبم ربایی
تو عشق میان من و میهن…
|
|||||
|