|
|
|
|
|||
نامه ی بهارپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : حيدر منصوري
هر چند دسته دسته و بر دست مي رسند
تا بوي خون و آتش و دود است مي رسند
پرچم به دوش و معجزه در چشم هايتان
از گير و دار حادثه سرمست مي رسند
اما…
غنچه های روشنپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : ايرج قنبري
گل ها به جز بهار پناهي نداشتند
اما به سمت پنجره راهي نداشتند
آن سان كه در بهار غريبانه زيستند
در فصل كوچ نيز گواهي نداشتند
پاييز بود و غربت…
راز پروازپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : ايرج قنبري
واسه پرنده آسمون يه رازه
رازه واسه رسيدن
پرنده؛ يعني ضربان پرواز
پرنده؛ يعني هيجان آواز
نفس كشيدن تو هواي تازه
پرنده؛ يعني
يه صداي…
عشق پیروز استپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : عباس احمدي
ز بادها نهراسيد و از خزان حتي
بريد از خور و از خواب و آب و نان حتي
براي اينكه بگويد كه عشق پيروز است
شكست شاخ سر ديو داستان حتي
چو باد رفت و…
شرح عاشقیپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : ايرج قنبري
اونا كه ايستاده مردن،
به ما گفتن
ـ كه درختا
هرگز از پا نمي افتن!
وقتي عاشقي
وقتي كه آزاده باشي
يه روزم اگه بيفتي
مي توني دوباره پاشي
اگه پرپر…
خط پایانپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : ايرج قنبري
من چرا زير باران نرفتم
ماندم و با سواران نرفتم
راهي قصر شيرين نبودم
تنگه ي حاج عمران نرفتم
دل به تاريكي محض بستم
پاي كوبان و رقصان نرفتم
تن…
در بادهای شلمچهپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : حسين ربيعي مطلق
همراه خاكستر گل، در بادهاي شلمچه
رفتند با شور شيرين، فرهاد هاي شلمچه
آرام آرام اما، مثل نسيمي گذر كرد
از ذهن مشغول ماها، رخداد هاي…
غزل شهیدپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : عليرضا قزوه
دوستان نااميدم! دوستان نااميدم!
آسماني تر ببينيد، آسماني تر شويد!
از خدا پنهان نمانده ست، از شما پنهان مباد
چند روزي رفته بودم پاي درس…
بر موج گلبرگی از اشکپنجشنبه 11 دی 1348
نفرين به اين شب، شب سرد، اين شب كه پايان ندارد
نفرين بر اين شب كه در آن، خورشيد جريان ندارد
نفرين به دل هاي سنگين، دل هاي از خويش رنگين
نفرين بر اين دل كه در خود، يك ذره…
در باغ های آتش و ارغوانپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : علي هوشمند
دلتنگي هايم را
براي تو مي سرايم
اي ستاره سوخته اي
كه در باغ هاي آتش و ارغوان
مي شكفي
و در آب هاي روان
تكثير مي شوي
براي تو
كه در لگدكوب اسبان…
|
|||||
|