|
|
|
|
|||
ای شهید ازلپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : يدالله گودرزي
براي سردار شهيد محمد بروجردي؛ مسيح كردستان
عاشقانه پر زدي تا كرانه هاي دور
كردي از فراز خاك با كبوتران عبور
سر زد از كلام تو، چشمه چشمه…
بوی باروت و خونپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : فاطمه بديعي
لحظه اي كه آوردند، چكمه ها و ساكت را
عاشقانه مي بوييد، مادرم پلاكت را
بوي خون و باروت از، پاره هاي پيراهن
اشك هاي غم مي شست ماه سينه چاكت…
سرود گرم رهاییپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : زهرا پناهي
تمام حجم زمين، هيچ در برابر تو
چقدر بوي اقاقي گرفته پيكر تو!
خبر رسيد كه چشمان باغ غمگين است
كه تكه تكه شده قامت تناور تو
از آن زمان كه دلت…
پوتین های خواب زدهپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : معصومه كاظميان
پوتين هايش خواب زده شد
و تفنگش تنگ نفس
از عبور قطار قشنگ
به ديده باني دل رفت
و از موج شب
پلك پوتين را
گره زده به امتداد چاه
نگاهش…
گل ماووتپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : عشرت جبارزاده «نجمه»
رفاقت را تو امضا كردي اي مرد
به كوي دوست مأوا كردي اي مرد
به يمن سادگي و عشق و عرفان
نشان دوست پيدا كردي اي مرد
سرودي شاه بيت ناب…
آن شبپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : ابراهيم درويشي
آن شب تو در چشم ترم آتش به پا كردي
با شروه ي فايز دلم را آشنا كردي
غم زير آوار جنون و بي قراري ماند
وقتي نگاه خسته ي من را صدا كردي
آرام با…
جان را گرفت بر سر دست و زمین گذاشتپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : بهجت فروغي مقدم(اصفهان ـ متولد 1353)
جان را گرفت بر سر دست و زمين گذاشت
وقتي قدم به معبر باريك مين گذاشت
مي رفت غرق آتش و آهسته مي شكافت
شب را كه در ميانه ي…
نام تو شهیدپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : فرزانه يزدان شناس
ايستگاه آخر است اين غزل
چرخ مي خورد سَرَم، زمين غزل
جنگ، توپ و تانك، آه مثل تو
مي رود دوباره روي مين، غزل
نيستي و مانده از تو…
«آه… بابا!»پنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : علي سليماني
دردي از جنس غريبي هاي شب
در ميان كوچه هاي شهر بود
آه بابا، چشم خيس پنجره
بعد تو با كوچه هامان قهر بود
آه بابا! غربت اينجا قد كشيد
از غروب…
چشم طلب داری از عشقپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : محمدرضا رنجبر باهر
چشم طلب داري از عشق
عمود ايستاده ام
در باران
و بوي نخل مي دهند دستانم…
زخمي ديرينم
مرا بارها
در چفيه ام پيچيده اند
و عمود ايستاده…
|
|||||
|