|
|
|
|
|||
آن شب
شاعر / نويسنده : ابراهيم درويشي
مطلب بعدی »
آن شب تو در چشم ترم آتش به پا كردي با شروه ي فايز دلم را آشنا كردي غم زير آوار جنون و بي قراري ماند وقتي نگاه خسته ي من را صدا كردي آرام با چشمي كه بوي سبز باران داشت دل را به عشقي آسماني مبتلا كردي رفتي به سمت بي كران و بر شانه هاي ابر در كوچه ي باران مرا تنها رها كردي با من كه همزاد جنوني آتشين بودي با من، منِ افتاده ي تنها چه ها كردي شب بود و رقص گل ميان باغي از آتش شب بود و تو با رفتنت آتش به پا كردي منبع: كتاب پيوست بهار(مجموعه شعر مقاومت استان بوشهر)، به كوشش: حيدر منصوري، ص77 |
|||||
|