ناصر در خانواده روستایی مومن در روستای جاجا به دنیا آمد پس از طی دوران نوجوانی و ازدواج در اصفهان ساکن شد و صاحب 3 فرزند دختر شد. ناصر با شروع جنگ تحمیلی به طور داوطلبانه پس از طی یکدوره فشرده آموزشی از طریق بسیج محل کارش (کارخانه ناسیونال) به جبهه رفت، پس از 3 ماه حضور در جبهه در تاریخ 22 بهمن 1360 در تنگه چزابه و در حالی که می خواست دیده بان مجروحی را نجات دهد بر اثر اصابت ترکش خمپاره شربت شهادت نوشید. یک هفته بعد از شهادت ناصر فرزند چهارمش که پسر بود بدنیا آمد ناصر در آخرین مرخصی اش با اینکه خانواده اش گفتند چند روز بمان زایمان همسرت نزدیک است قبول نکرد و گفت "اگر بدانید دشمن در هنگام حمله به شهرها چه جنایاتی علیه زن ها و کودکان مرتکب می شود این حرف را نمیزدید خانوده و فرزندان من خدا دارند و همچنین گفت فرزندم پسر است و اسمش را مهدی بگذارید ولی من آرزوی دیدن این پسر را به گور می برم" گویی می دانست این مرخصی آخرین دیدار او با خانواده اش است و شهید می شود...