اکبر زجاجی، فرزند عباس و طوران خانم بهمن کاشانی ، در بیست و پنجم فروردین ماه سال 1338 در کاشان متولد شد.
دوران ابتدایی را در مدرسه شهید جهانی (فعلی) بین سالهای 1344 تا 1350 پشت سر گذاشت و کلاس ششم را به علت تغییر منزل در مدرسه سوزنچی ادامه داد.
بخشی از دوره متوسطه را در دبیرستان امام خمینی (فعلی ) از سال 1351 تا سال 1353 گذراند و بعد به هنرستان نساجی کاشان رفت.
تحصیلات خود را در رشته نساجی دانشگاه اصفهان ادامه داد. با وقوع انقلاب فرهنگی دانشگاه ها تعطیل کردند و با شکل گیری جهاد سازندگی به این ارگان رفت تا به روستائیان و کشاورزان کمک کند.
با شروع جنگ تحمیلی اولین بار در 22 سالگی از طریق سپاه راهی جبهه شد.
مدت دو یا سه روز از جنگ نگذشته بود که با گروه اندک راهی خرمشهر شد و چون روزهای اول جنگ بود و جنگ نظم و انضباطی نداشت، این شهر بعد از مقاومت مردم به دست بعثیون تجاوزگر افتاد و اکبر زجاجی ابتدا راهی آبادان و بعد راهی شهر محاصره شده سوسنگرد گردید.
از طرف سپاه پاسداران این شهر فرماندهی گروهان به او پیشنهاد شد که او نپذیرفت و به کردستان رفت. در آن جا چون تجربیاتی از قبل داشت توانست خیلی سریع پیش رفت کند. کمتر از یک ماه مسئول یکی از مناطق جنگی منطقه مریوان شد. می توان از او به عنوان یکی از مهره های بسیار عالی و ثمربخش آن منطقه یاد کرد.
در عملیات بیت المقدس به عنوان مسئول اطلاعات و عملیات تیپ مجاهدت می کرد. در کلیه عملیات ها اعم از ثامن الائمه (ع)، طریق القدس، فتح المبین، رمضان، بیت المقدس، والفجرها 1،2،3،4،5 و 6 و عملیات خیبر در مرحله اول شرکت داشت.
ایشان در مدت 5 سال و 5 ماه که در جبهه حضور داشتند چندین مرتبه مجروح شدند که عبارت است از: در منطقه کردستان بر اثر سقوط از ارتفاعات با ماشین مدت یک ماه در بیمارستان سنندج بستری بود، در عملیات طریق القدس از ناحیه دست بر اثر اصابت ترکش خمپاره، در
عملیات بیت المقدس از ناحیه سر، در عملیات والفجر 4و 6 بر اثر بمباران هوایی در منطقه از ناحیه سر و کمر و در آبادان هم در اوایل جنگ زخمی شده بود. حتی به گفته های دکتر گوش نداده بود و دوباره به سوسنگرد عزیمت کرده بود.
از ویژگیهای ایشان قدرت سازماندهی و شناسایی در جنگ بود . برای عملیات ظفرمند فتح المبین راهی جنوب گشت، ولی این بار با تجربیاتی بیشتر و سازماندهی بهتر و در مدت کوتاهی توانست منطقه عملیاتی تیپ المهدی (عج) را شناسایی و به عنوان یکی از سرداران پرتلاش به حساب آید. ایشان که کارشناسایی در منطقه جنگی را قبل از عملیات طریق القدس در سوسنگرد شروع کرده بود و با این کار آشنایی بیشتری داشت، لذا در این کار بسیار موفق بود و توانست نقش سازنده ای در عملیات فتح المبین داشته باشد. در این عملیات بود که توانست با رشادت هر چه تمامتر حدود 300 نفر آرپی جی زن را به پشت توپخانه دشمن برساند و کلیه توپهای دشمن را در آن منطقه از کار بیندازد.
از دیگر ویژگی های ایشان رسیدگی و کمک به رزمندگان بود . برای رسیدگی به امور رزمندگان و رفع مایحتاج و کمبودهای آنان به سنگرهایشان سرکشی می کرد. در منطقه غرب که حدود 8 الی 9 متر برف در قله کوه ها در زمستان بود، باز هم از بچه ها غافل نبود و خواب شب را بر خود روا نمی داشت. بلکه به آنها سرمی زد و از نزدیک وضعیت آنها را بررسی می کرد.
او طراحی بسیاری از عملیات ها را به عهده داشت، در عملیات پیروزمندانه خیبر بعد از تصرف جزیره مجنون و در یکی از پاتکهای سنگین عراق حضور داشت و عاقبت در تاریخ 61/12/21 در پل طلائیه در کنار همرزمانش به خصوص فرمانده اش، شهید حاج محمد ابراهیم همت ، یکی- دو روز قبل از شهادت حاج همت به تقدیر الهی به درجه رفیع شهادت نائل گردید.
خدایا، اگر با رسیدن به تو با شکست هم مواجه شوم، من این شکستها را با دل و جان می پذیرم.