منصور کریمی کرد آبادی، فرزند رضا و بتول کریمی، در سی ام اردیبهشت ماه سال 1336 در اصفهان چشم به جهان گشود.
او در بیست وششم ماه رجب متولد شد. اسمش در شناسنامه منصور بود ولی او را رجبعلی صدا می زدند.
تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در زادگاهش گذراند و دبیرستان را در مدرسه ادب اصفهان به پایان برد. او تا مقطع دیپلم در رشته ریاضی فیزیک درس خواند.
بعد از اخذ دیپلم، در آزمون ورودی دانشگاه شرکت کرد ولی قبول نشد. به همین خاطر پدرش تصمیم گرفت تا زمینه های ادامه تحصیل او را در خارج از کشور فراهم نماید. با گرفتن کارت معافیت مقدمات سفر او را فراهم نمود. و پدرش او را در یکی از دانشگاه های آمریکا ثبت نام نمود و او آماده سفر شد.
او انقلاب را یک موهبت الهی می دانست که خداوند به ما داده است و پاسداری از آن و پیروی از اوامر امام را بر همه واجب می دانست.
برای پاسداری از انقلاب شکوهمند به حفاظت از آن پرداخت. در مسئله زاهدان- که یکی از مشکلات آن موقع بود- ایشان داوطلبانه به آن دیار عزیمت کرد تا به یاری اسلام و انقلاب بپردازد.
فعالیتهای زیادی در انقلاب داشت. برای این که منافقین او را نشناسند، از اسامی مختلفی استفاده می کرد. چون دارای قد رشید بود دوستانش به او لقب رشیدی داده بودند.
منصور کریمی حتی به لبنان اعزام شد تا به مبارزه با دشمنان اسلام در آن منطقه و سرزمین بپردازد. در خنثی کردن عملیات نوکران آمریکا - در کودتای نوژه - نقش به سزایی ایفا کرد. حتی در آن جا نیز مجروح گشت.
ایشان از فدائیان واقعی اسلام بود. در مقابل ضد انقلابیون کوچکترین تخفیفی قائل نمی شد. در طول خدمت به اسلام مسئولیت های زیادی در مبارزه با منافقین داشت.
با شروع جنگ تحمیلی، از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی راهی جبهه های حق علیه باطل شد.
حدود چهار سال در جبهه خدمت کرد. مدتی معاون گردان و بعد فرمانده گردان امام حسین (ع)، در لشکر مقدس امام حسین(ع)، بود.
به علت اینکه فرمانده گردان بود، بیشتر وقتش را جهت رسیدگ ی به امور نیروهای زیردست به کار می برد. موقع عملیات با صحبتهایش، نیروها را توجیه می کرد و به آنها روحیه می داد.
بارها در عملیات ها مجروح شد. در یکی از عملیات ها در تنگه ی چزابه، حدود دو سه روز زیر آتش ماند به طوری که وقتی ایشان را پیدا کردند پنجه هایشان هم زخم شده و بی هوش بود.
در عملیات رمضان از ناحیه ی پا به شدت مجروح گشت . مدتی در بیمارستانی در تهران بستری بود. بعد از گذشت چهار ماه به خانواده اش اطلاع دادند و به بیمارستان اصفهان انتقال یافت.
منصور کریمی در 64/01/26 در منطقه جزیره مجنون به علت اصابت تیر به دست و قلب به درجه رفیع شهادت نائل گشت.
تا 24 ساعت زنده بود ولی کسی جرأت این که او را از زیر آتش دشمن خارج کند، نداشت.
فرازی از وصیتنامه شهید
خدایا، تو می دانی که با دستی باز، قلبی آشفته و دلی پریشان و سوخته این وصیت نامه را می نویسم . در این لحظه که مشغول نوشتن آن هستم، آرزویی به جز مرگ از تو ندارم. آن هم مرگ سرخ، همان مرگی که حسین(ع) و یارانش را در برگرفت.
نصیحتی به خوانندگان این وصیت نامه دارم . ای عزیزان، این انقلاب، انقلاب حسین(ع) است که با خون شروع و آبیاری شده است . ای عزیزان، در این دوران که از هر طرف به ما فشار وارد می کنند، بر ما واجب است که تا آخرین قطره خونمان از این انقلاب دفاع کنیم و اجازه ندهیم به این انقلاب ضربه وارد کنند. دست از اختلاف و دو دستگی بردارید و دشمن اصلی را رها نکنید. اختلاف شما، آب به آسیاب دشمن ریختن است.
سخنی با برادرانم دارم که امام را فراموش نکنید، خدمت به مردم ضعیف را همچون گذشته ادامه دهید. یاران امام را یاری کنید که یاری کردن آنها یاری کردن امام حسین (ع) در روز عاشورا است. ای خواهرم، همچون زینب در غم برادر، محکم و استوار بایستید و از خدا تقاضای صبر کنید.