روحانی شهید: حمید ستاری استان: اصفهان شهرستان: نجفآباد به سال 1346 در شهرستان شهید پرور «نجف آباد» در میان خانواده ای متدین ومذهبی و در خانه ای – که محبت و صفا مهمترین سرمایهاش بود- فرزندی پا به عرصه خاکی این دنیا نهاد که نامش را «حمید» نهادند. به راستی که هر کس اخلاق و رفتار پسندیدة او را می دید، این نام را برازندة او می دانست. آری، حمید در میان خانوادة مهربانش، دوران طفولیت را به سر برد و سیراب گشته ازمعارف در ذهن کودکی اش، وارد محیط دبستان شد و پس از اتمام مقطع ابتدایی، وارد مدرسه راهنمایی شد و این دوره را با موفقیت پشت سر نهاد. در همین زمان بود که تصمیم گرفت وارد حوزه علمیه شود تا سربازی مخلص و جان بر کف در رکاب آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) باشد. به همین منظور، مدتی را در حوزة «نجف آباد» مشغول تحصیل بود تا اینکه آهنگ جنگ نواخته شد و او نیز بی قرار و بی تاب وارد سنگر دیگری از مبارزه گردیده، عازم جبهه های نبرد شد. آتش عشق در جانش شراره افکند و بی صبرانه منتظر عملیات بود و سرانجام لحظه موعود سر رسید. شعله نور بر وجودش فرود آمده. او چونان دریایی پر تپش و شکوهمند بود که امواج حادثه ها بر زیباییش می افزود و سختیها را به جان می خرید. در گستره خوبان، سرمست از نگاه دیدار، چونان غنچهای سرخ، پیچیده در خود، دل در تمنای لطافت شرم دوخته بود. دستهای پر قنوت ایستاده اش را بالا میگرفت و زلف بلند آسمان معنویت آسمان را شانه می زد. سبک از پرواز بود و سنگین از غمی نهفته بر دل و اندوه هجران، ولی محکم و استوار، نشسته بر بلندایی به عظمت آسمان و لبهای غبار گرفتهاش، آراسته از ترنم رفتن بود. با چشمانی شفاف و معصوم، خاضع و پرشور، آماده در قربانگاه میخواست تمام جام عشق را در ژرفای سختی، با شیرینی، به یکباره سرکشد و «بدر» میعادگاه او بود و «جزیره مجنون» سکوی پروازاش. آری، سرانجام در 21/12/63 اونیز آسمانی شد. تمام جوانیاش را سوار بر توسن خوش رکاب شهادت نمود و یال بلند عشق را در چنگ گرفت و مردانه میتاخت و پرواز می کرد و این نهایت آرزویش بود. چه زیبا آرزویش را در آغوش کشید و جوانیاش در خون نشست! «روحش شاد و راهش پر رهرو باد.»
بسم الله الرحمن الرحیم
«طلبة شهید: حمید ستاری نجف آبادی»
الحمد لله رب العالمین ، ثمّ الصلاه والسلام علی خیر خلقه سیدنا و مولانا اباالقاسم محمد و اهل بیته الطیبین الطاهرین. قال الله الحکیم فی مبرم خطابه و فی محکم خطابه، اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، قاتلوهم یعذبهم الله بایدیکم و یخزهم و ینصرکم علیهم و یشف صدور قومٍ مؤمنین(توبه/ 14)
پس از حمد خدای توانا و علیم و حکیم، شکر او را که مرا توفیق عنایت نمود که در راهش دست به جهاد بزنم و باز هم شکر خدای را که مرا توفیق داد که در این مقطع زمانی خاص از ولایت و رهبری، مرجعی عظیم الشان چون امام خمینی را به ما عطا فرموده. بارالها! پروردگارا! شرمنده و خجلم وقتی که می بینم، در زمانی واقع شده ام که این نعمت را بر من نازل نمودهای لکن هم چون شهدا و صالحین درگاهت از این نعمت استفاده نکردهام. بارپروردگارا! از خطاها و اشتباهات گذشته ام درگذر که بسی خطاکارم و چند کلمه به عنوان وصیتنامه می نویسم: ای ملت عزیز و گرامی! شما را به چند موضوع نصیحت می کنم؛ اولاّ موضوع رهبری و ولایت فقیه، همانطوری که صریحا در قرآن آمده «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم »(نساء/59) اطاعت از رهبر عزیز انقلاب، فرض و واجب و امری مهم می باشد و جدا شدن از این رهبر و این خط عظیم، همانا به بطلان کشیدن این انقلاب است. پس ای مردم! هوشیار باشید که مبادا جریاناتی شما را از خط عظیم انقلاب اصیل اسلامی جدا گرداند. و بعد از این موضوع امر جانشین رهبری مطرح است. که انشاء الله این امت، تا انقلاب مهعدی رهبری به جز خمینی بت شکن را به خود نخواهد دید، لکن امر جانشینی بسیار مهم می باشد و راجع به این امر ما دارای ]ذخیره های الهی هستیم که ....[ دومین موضوع، مسئله تقوا است. ای ملت عزیز و مؤمن و انقلابی! به عنوان یک شرمندة درگاه خدا از شما خواستارم که به وظایف دینی، اسلامی و اخلاقی، توجه کامل داشته و این امور را جزء اصلی زندگی خود دانسته باشند (همانطوری که هست) و در این راه همدیگر را یاری فرمایند که این بعد، یک بعد عظیم الهی می باشد که در اسلام به آن فریضه امر به معروف و نهی از منکر اهمیت ویژه ای داده شده و در این راه انسان باید هدف را خدایی و انسانیتر کردن جامعه بداند و گرنه امور به ریا و تزویر و سرکوب شخصیت افراد کشیده می شود. سومین موضوع امر اخلاص است: ای ملت گرامی! با اخلاص تمام اعمالتان را فقط برای خدا انجام دهید، اگر هدف خدا شد، همة اعمال روزمرة، ارزش معنوی پیدا می کند و الا امور که از حالت اخلاص و معنویت خارج شد خدای ناخواسته وارد امور ریا می شود که همانطوری که در روایت آمده،کوچکترین ریا شرک به خداست، چرا که انسان به غیر خدا توسل پیدا می کند در نتیجه شریکی برای خدا قائل شده است و انشاء الله خداوند به این امت شهید پرور، اخلاص در تمام امور عنایت بفرماید. چهارمین موضوع راجع به موضوع برخورد با خطهای انحرافی می باشد؛ ای ملت عزیز و ارجمند! بدانید که همان منافقان و ملحدان و عوامل چپ و راست از پا ننشستند و هر آن در حال انجام توطئهای جدید می باشند. پس ای ملت گرامی! هوشیار باشید که مبادا خطوط انحرافی در صفهای متشکل این امت (نماز جمعهها) خلی به وجود بیاورند که دشمن از همین پایگاه ضربه می خورد. اگر مردم نسبت به مسائل روز با دید الهی که از طرف امام جمعه مطرح می شود، آگاه بشوند. آگاه نشدن صحیح همان و به بطلان کشیدن انقلاب هم، همان. پنجمین موضوع مهم که تذکر آن واجب و لازم است، توجه کامل و خاص نسبت به اوامر امام نمودن است، که همانا ما هر چه داریم، از خدا داریم و از کمک و رهبری امام داریم، پس ای ملت! قدر مسلم بدانید که اگر رهبری امام نبود، این ملت در همان محیط فاسد باقی می ماند و اسمی از اسلام نمی ماند. پس به کلمه کلمة اوامر رهبری عظیم الشأنمان توجّه خاص مبذول دارید و خط صحیح را از خط امام بگیرید. ششمین موضوع مهم قابل ذکر، دعا به درگاه باری تعالی می باشد: که ما هر چه داریم از دعا داریم و هر چه داریم از توسل به ولی عصر امام زمان –عجل الله تعالی فرجه – داریم و هر چه داریم از عنایات خاصّة حق که بر این امت سایه افکنده داریم. پس به درگاه خدا راز و نیاز کنید که خداوند شما را دوست می دارد، هنگامی که به درگاهش تضرع و زاری می کنید. دعا کنید که خداوند، نصرت و پیروزی به اسلام و مسلمین عطا فرماید و رهبر و امام عزیزمان را تا انقلاب مهدی –عجل الله تعالی فرجه- حفظ نماید. پس، بار پروردگارا! گناهان ما و گناهان پدران و مادران ما را ببخش و بیامرز و به ما توفیق اطاعت و بندگی خودت را عطا فرما. والسلام علی من التبع الهدی خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار خدایا! خدایا! رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما