به سال 1327 در خانواده ای روحانی در اصفهان دیده به جهان گشود .دوره ابتدائی را در زادگاهش به پایان برد و در شبانه دوره دبیرستان را همراه با آموزش علوم انسانی به انجام رسانید. سن 11 سالگی آغاز دوره طلبگی اوست. در سال 1341 که 14 سال داشت, همراه پدرش حجت الاسلام سید حسین شمس الواعظین, به عتبات مشرف شد و در نجف اشرف به دست یکی از مراجع , لباس روحانی برتن کرد. پس از4 ماه از عراق به اصفهان بازگشت ودر مدرسه صدر به ادامه دانش اندوزی مشغول گشت, سپس در سال 1355 به تهران عزیمت کرد و خارج کفایه را نزد اساتید آنجا فرا گرفت . روحیه انقلابی و علاقه و ارادت سرشار به وجود مقدس امام و رهبری ضمن تحصیل جهت ارشاد و راهنمایی جامعه در راهپیمایی ها و تظاهرات شرکت نموده و سخنرانی می نمود و با کمی سن اما با داشتن لیاقت و شایستگی با روحانیون بزرگ بخصوص روحانیون غرب تهران همکاری زیادی داشته و پس از پیروزی انقلاب در سمت های مسئل مرکزی دفتر جامعه روحانیت غرب تهران و ریاست سیاسی ایدئولوژیک پلیس راه ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران و ریاست کمیته 12 فعالیت داشته و امام جماعت مسجد فاطمه الزهرا علیها سلام و درروشن گری جامعه می کوشید و بدین جهت که انسانی پرکار و مومن و کوبنده ضد انقلاب و منافقین بود منافقین کوردل نتوانستند وجود چنین نیروی شجاع و فعال را ببینند تصمیم به ترور او گرفتند. در مورخه 11/3/61 وی را درحالیکه از قرارگاه پلیس به سوی مهدیه تهران در حرکت بود مورد سوء قصد قرارداده و از ما گرفتند و به شهادت رساندند.
وی در کنار قبر حضرت عبدالعظیم بخاک سپرده شد.
خاطره :
یکبار ناخودآگاه برزبانم دعای شریف « الهی ربی من لی غیرک » جاری شد , ایشان درحال رفتن برای نماز به مسجد بودند, کمی مکث کردند و ایستادند و به من گفتند اگر از صمیم قلب این ذکر را بگویید در زندگی هیچ مشکلی نخواهید داشت. و تا الان این مطلب برمن ثابت است و
ان شاءا... خداوند توفیق بدهد و تا ابد همینطور باشد.
فرازهایی از وصیت نامه :
ایشان درمورد دعای شریف « الهی ربی من لی غیرک » می فرماید :
اگراین ذکر از صمیم قلب گفته شود انسان در زندگی هیچ مشکلی نخواهد داشت.
در جوار حرم حصرت رضا در عالم خواب حضرت امیرالمومنان علی (ع) را زیارت می کنند و حضرت می فرمایند چه حاجتی دارید؟ و ایشان می گوید : توفیق علم و عمل و سعادت دنیا و آخرت را خواستارم .