خرداد ماه سال ۱۳۲۳ بود که ستاره ی وجودش درخشیدن گرفت. به دلیل نداشتن امکانات تحصیل چند سالی بیشتر نتوانست مقیم محفل علم باشد و پس از آن در امرار معاش همراه و همیار پدر شد.
در اوایل جوانی همسری برگزید و ثمره ی ازدواجش یک پسر و چهار دختر شد و در آن روزها چندین شغل تغییر داد تا سرانجام کارمند آموزش و پرورش گشت.
او که گویی ابر رحمت لایزال الهی بر دلش باریده بود آن چنان اهل دلی شده بود که تنها با یاد خدا در کوره های زندگی گام برمی داشت و زلال زمزمه ی بندگی از قلبش جاری می شد. در دوران انقلاب و پس از پیروزی آن بیشتر هَمَّش را بر انجام فعالیت های فرهنگی گذارده بود. مدت زیادی از آمدن امام به کشور نگذشت که شیطانیان برای نابودی تنها حکومت صالحان دست در دست هم به وطن تاختند و او به همراه هزاران مرد دلاور دیگر عازم میدان جهاد شد و با انگیزه ی پیروزی اسلام و برای رضای خدا تدارکات گردان امام حسن مجتبی(علیه السلام) را قبول کرد و سرانجام در واپسین روزهای سال ۶۲ در عملیات والفجر ۱۰ در اثر اصابت ترکش به پا و شکم در موجی از خون جام شهادت نوشید و به قله ی وصل یار رسید.