شهید دردمند از همان کودکی شخصی آرام بودند و در تمام مقتطع درسی شاگرد اول بودند. از همان کودکی که هنوز قکلف نشده بودند مقید به نماز اول وقت بودند و مسجد ایشان ترک نمی شد.
در فعالیتهای اجتماعی و مذهبی از جمله دعای کمیل ، توسل ، نماز جمعه و جماعت ، کتابخانه ، ورزش مدرسه و... شرکت فعالی داشتند. قبل از پیروزی انقلاب شرکت در راهپیمایی ، شعار نویسی ، تهیه نشریه ، پوستر و... را ترجیح می دادند و بعد از انقلاب با پیذایش بسیج به این مرکز خودسازی و آماده سازی پیوستند.
پشتیبان امام و روحانیت و ولایت فقیه بودند و علاقه زیادی به روحانیت داشتند.
همیشه آرام و با لحن آرام و با آیات و روایات امر به معروف و نهی از منکر می کردند و اول خوبی های شخص را بیان می کردند و بعد خیلی با مهربانی لغزشهای شخص را تذکر می دادند.
شهید دردمند اغلب اوقات با وضو بودند و دعاهای کوچک را زمزمه می کردند. اهل نماز شب بودند . اعمال خود را به طور مخفیانه انجام می دادند. نسبت به اهل المال خیلی حساس بودند. روزه های مستحبی زیاد می گرفتند حتی بدون سحری.
همسنگریانش نقل می کنند که در جبهه قبری کنده بود و شبها در آن به راز و نیاز می پرداخت و وقتی همسنگریانش از این ماجرا اطلاع پیدا کرده بودند ناراحت شده بودند. سرانجام در 3/12/1364 با اصابت 4 خمپاره به سنگر ایشان و خراب شدن سنگر بر روی ایشان به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
فرازی از وصیت نامه:
این راهی است که باید رفت و سفری است که باید به پایان برسد. پس چرا و به چه دلیل پایانمان مانند پایان علی (ع) نباشد. یعنی در راه خدا نباشد. خداوند به انسان آزادی داده است که هر چه انتخاب کند رضای الهی را یا رضای شیطان را سعادت یا فلاکت ، شهادت در راه خداوند یا مردن در بستر...
خداوندا ، بار الهی صدایی را که فقط برای رضا و خشنودی تو و برای رسیدن به تو و شهادتی را که در این راه به دست آمده بپذیر.
ای مردم از جنگ و شهادت نهراسید و به تمام ظالمین و جهانخواران غرب و شرق بشورید. همیشه علی گونه چون کوه باشید و بر علیه دشمنان جهاد کنید. تمام اعمالتان را در جهت خوشنودی و رضای خدا انجام دهید. حرفتان خدا و اسلام و قرآن باشد.
خواهرانم به شما وصیت م ىکنم اگر خواستید خداوند از شما راضى باشد زینب گونه زندگى کنید، حجاب را حفظ کنید که با داشتن حجاب، پیام خون شهدا را می رسانید ...