در خانه اى که نور ایمانش تا آسمان پاک و آبى قد کشیده بود، به دنیا آمد. پدرش با رزق حلال خدا در کار کشاورزى، او را نشو و نما داد و بعد هم محمدرضا در کشاورزى به پدر کمک مى کرد. او در زمان اوج گیرى انقلاب اسلامى، با توجه به سن کم همراه پدرش در تظاهرات شرکت مى نمود. در همین مبارزات بود که پدرش دستگیر و چند روزى زندانى شد.
محمدرضا علاقه مفرطى به معارف اهل بیت (ع) داشت؛ بنابراین در مدرسه عترت قم رحل اقامت افکند و در جوار کریمه اهل بیت(س) به کسب دانش و معرفت پرداخت.
محمدرضا در زمینه فعالیّت هاى اجتماعى و فرهنگى بسیار کوشا بود؛ به طورى که در مسابقاتى که در کتابخانه روستا برگزار مى گردید با سرمایه شخصى خود هدایایى را به شرکت کنندگان اهدا مى نمود.
او در مناطق عملیاتى جنوب از جمله شلمچه و فاو همراه با خاکیان افلاکى در لشکر 14 امام حسین(ع)، گردان یا زهرا(س) از مبلغین نمونه بود و در یکى از عملیات ها در یگان دریایى هم فعالیّت داشت. طلبه مجاهد محمدرضا قدیرى در پایان اولین ماه از بهار 67 در منطقه عملیاتى فاو شربت شهادت نوشید و جسم پاکش پس از نه سال غربت و تنهایى و همنشینى با آفتاب داغ جبهه ها، در تاریخ 13 / 4/ 1376 در گلزار شهداى کفران به خاک سپرده شد.
فرازی از وصیت نامه:
دوستان عزیز روحانى و طلبه، این اسلام عزیز از حوزه ها سرچشمه گرفت و به اینجا رسید، با درس خواندن و حاضر بودن در صحنه این مکتب را به حد کمال برسانید.