وقتى به كردستان رفته بود احساس شرمندگى مى كرد. گاهى آهى مى كشيد و مى گفت: از
اين فقراى كُرد كه حتى براى به دست آوردن آب خوردن، راهى طولانى را طى مى كنند خجالت
مى كشيم و بعد مى گفت: اين رژيم منحوس پهلوى پس چه كرده است؟!
آرى! شهيدى از قبيله قبله، شهيد ابراهيم زاده، تحصيلاتش را از مدرسه آيت الله يثربى در كاشان
شروع كرد و در قم ادامه داد. در اوج راهپيمايى ها به پخش اعلاميه هاى امام (ره) مى پرداخت و مبارزه با رژيم شاه را به فرمان امام واجب مى دانست. در زمان جنگ بنابر وظيفه الهى خويش، راه جبهه را پيش گرفت. در عمليات والفجر 3 به عنوان مسئول تبليغات گردان همپاى رزمندگان به پيش رفت كه از ناحيه پا مجروح شد. پس از بهبود باز عازم جبهه غرب گرديد و در حين عمليات والفجر 4 به
شهادت رسيد.
اميدوارم (خداوند) به همه ما و شما.... در خدمت به جمهورى اسلامى در مقابل خون شهيدان و در مقابل امت شهيد پرور توفيق بدهد، انجام وظيفه كنيم.