من اعتقاد دارم که خدای بزرگ انسان را به اندازه درد و رنجی که در راه خدا تحمل کرده است پاداش می دهد و ارزش هر انسانی به اندازه درد و رنجی است که در راه خدا تحمل کرده است درد دل آدمی را بیدار می کند و روح را صفا می دهد و غرور و خودخواهی را نابود می کند. خدایا تو را شکر می کنم که با فقر آشنایم کردی تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار درونی نیازمند را درک کنم. پدرم زحماتت را حلالم کن و مادرم گریه نکن زینب گونه باش و خود را مانند کوهی عظیم در مقابل جسد من بدان و مبادا خدا را لحظه ای فراموش کنید.
بسم الله الرحمن الرحیم
اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علی نصرهم لقدیر
به رزمندگان اسلام اجازه جنگ داده شد به دلیل ظلم و ستمی که در حق آن روا داشته شده است و خداوند به یاری و نصرت آنان تواناست من اعتقاد دارم که خدای بزرگ انسان را به اندازه درد و رنجی که در راه خدا تحمل کرده است پاداش می دهد و ارزش هر انسانی به اندازه درد و رنجی است که در این راه تحمل کرده است و می بینیم که مردان خدا بیش از هر کس در زندگی خود گرفتار بلا و رنج و درد شده اند علی بزرگ را بنگرید که خدای درد است که گوئی بند بند وجودش با درد و رنج جوش خورده است، حسین را نظاره کنید که در دریائی از درد و شکنجه فرو رفته که نظیر آن در عالم دیده نشده است و زینب کبری را ببینید که با درد و رنج انس گرفته است. درد، دل آدمی را را بیدار می کند روح را صفا می دهد غرور و خودخواهی را نابود می کند نخوت و فراموشی را از بین می برد انسان را متوجه وجود خود می کند، انسان گاهگاهی خود را فراموش می کند که بدن دارد و بدنی ضعیف و ناتوان که مقابل عالم و زمان کوچک و ناچیز و آسیب پذیر است و فراموش می کند که همیشگی نیست و چند صباحی بیشتر نمی ماند فراموش می کند که جسم مادی او نمی تواند با روح او هم پرواز شود لذا این انسان احساس ابدیت و مطلعیت و غرور و قدرت می کند سرمست پیروزی و اوج آمال و آرزوهای دور و دراز خود بیخبر از حقیقت تلخ و واقعیت های غیبی وجود به پیش می تازد و از هیچ ظلم و ستمی روگردان نمی شود اما درد آدمی را به خود می آورد. خدایا تو را شکر می کنم که با فقر آشنایم کردی تا رنج گرسنگان در دامان عمیق و پرشکوه درد سر به گریبان فطرت خود فرو برم و درد و رنج علی را تا اعماق روح احساس می کنم علی بزرگ علی نمونه علی مظهر اسلام و عنایت و عبادت و محبت و ایمان و عشق و تکامل که با تمام عظمتش و با تمام درخشش خیره کننده اش بیش از هر کس مورد تهمت و دروغ و ناسزا قرار گرفت و بیش از هزار و چهارصد سال تاریخ و هزارها عبرت روزگار هنوز هم هجوم تبلیغات شوم طاغوتیان در اذهان اکثریت مسلمانها باقی مانده است.
خدایا هدایتم کن زیرا می دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم زیرا می دانم ظلم چه گناه نابخشودنی است خدایا نگذار دروغ بگویم زیرا دروغ ظلم کثیفی است خدایا محتاجم مکن که تهمت به کسی بزنم زیرا تهمت خیانت ظالمانه ای است خدایا ارشادم کن که بی انصافی نکنم زیرا کسی که انصاف ندارد شرف ندارد خدایا راهنمائیم کن و راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم که بی احترامی به یک انسان همانا گناه بزرگ است خدایا از بلای غرور و خودخواهی نجاتم ده تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم خدایا پستی و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گر ساز تا غریب زرق و برق عالم خاکی مرا از یاد تو دور نکند خدایا به سوی تو می آیم از عالم و عالمیان می گریزم تو مرا در جوار رحمت خود سکنی ده.
(وصیت نامه آخر به پدر و مادر و خواهر و برادر)
پدرم زحمات را حلالم کن و بجنگ برای پیروزی احکام اسلام نه برای انتقام خون من، مادرم گریه نکن زینب گونه باش و اگر سرم را با بدنم تکه تکه کرده اند به خود دردی راه مده خیلی دوستت دارم مرا حلالم کن و اگر می خواهی من آرام بخوابم گریه نکن مبادا خود را سست نشان دهی خود را مانند کوهی عظیم و در مقابل جسد من بدان …
خواهرم ـ زینب گونه باشید و راه زینب را ادامه دهید به وسیله مطالعات زیاد، برادرم ـ مبادا خدا را لحظه ای فراموش کنی و در عرض یک چشم به هم زدن به فکر خود باشی با یاد خدا ـ نمازتان را به پا دارید و مبارزه کنید ـ خدایا وقتی دستورات تو را فهمیدم به راه تو ادامه دادم به عضوهای فعال بسیج میمه بگوئید مرا ببخشید و زحمات را حلال کنید که برای من کشیده اید متشکرم که اگر …. قبل از دفن جسد مرا به تمام دوستانم در مسجد نشان دهید.
به امید پیروزی اسلام و امام خمینی و به امید شهادت ما و شما
(محمدرضا زمانی) امضاء ۱۳/۱/۶۱
بیا ای مهربان مادر شجاع قهرمان پرپر کنار سنگر من:
اگر دیدی به خون غلطان تنم افتاده در میدان بزانونه ســــــرمن
چو من سرباز اسلامـــم رسد چون به تو پیغامم حلالم کن حلالم
چو پیمان با خدا بستم زیاران جمله بگسستم روان سوی کمالم ببر ما را تو قربانی حضور داورم در این معراج انسانی مرا با غم و دردی چه زیبا تربیت کردی نمودی سرفرازم بیاجانم به قربانت زنم بوسه به دستانت نوازش کن تو بازویم در این محراب خونبارم زخون بر تن کفن دارم بود حق یاور من خمینی رهبر دینم خمینی خط آئینم که این لطف کلامت نه شرقیم نه غربیم نه در قید گروهیم ولیّ من امام است فدای راه دینم من حماسه آفرینم من شهادت زیور من چو جانبازان عاشورا کنم هنگامه ای برپا که سوزد جان صدام لعین به کف گیرم مسلسل را شکافم سینه اعدا کنم روز عدو را شام زدشمن رونگردانم که از تن رود جانم اگر افتد سر من بده دستم تفنگم را سلاح روز جنگم را که واجب گشته بر من که از خشم آتش افروزم همه صدامیان سوزم بریزم خون دشمن به من داده است روح الله نشان تاج جندالله امام و رهبر من بگو با دوستان من کمی از زبان من همه این ره بپویند به راه مکتب قرآن بیایند اندر این میدان رضای حق بجویند اگر کشتند کنارم شوند از مرحمت یارم کنند بر سنگر من در این کربلا یاران که باشد لاله زار از خون شهادت زیور من که این خاک از شهیدان است پس از مرگم تو با خواهر روی نعشم نزن بر سر که دشمن شاد گردد دعا کن بهر جانبازان که تا از همه ایشان وطن آزاد گردد اگر الگوی دورانی به هنگام سخنرانی تو شو یادآور من حسین فرزند پیغمبر چو شد در کربلا بی سر برای حفظ اسلام.
والسلام