|
|
|
|
|||
آرزو
دو ماه از شروع جنگ تحميلي گذشته بود. يك شب بچهها خبر
آوردند كه يك بسيجي اصفهاني در ارتفاعات كاني تكهتكه شده است. بچهها رفتند و با
هر زحمتي بود بدن مطهر شهيد را درون كيسهاي گذاشتند و آوردند.
مطلب بعدی »
آنچه موجب شگفتي ما شد، وصيتنامهي اين برادر بود كه نوشته بود: «خدايا! اگر مرا لايق يافتي، چون مولايم اباعبداللهالحسين (ع) با بدن پارهپاره ببر.»
منبع :كتاب كرامات شهدا - صفحه: 75 راوي : خاطره از بسيجي محمد |
|||||
|