صفحه اصلی
loading...
 
 
 

عشق و عطش

هفت آسمان و هفت زمین سجده گاه شد
دریا دلی به شوق زیارت به راه شد
ساحل برای آمدنش بی قرار بود
گویی به درد عشق و عطش او دچار بود
با نغمه ای دو باره دلش پا گرفته بود
در عمق چشم های خدا جا گرفته بود
با خند ه ای به وسعت دریا در انتظار
او بر سر قرار خود اما چه بی قرار
بوی بهشت آمد و ان دل روانه شد
تصمیم عشق بازی اش اما بهانه شد
خم شد دلش به سوی خدا پركشید و رفت

تا لابه لای فصل دعا سر كشید و رفت
شاید نسیم عطر خدا می وزید او
در عمق چشم های خدا گرم گفتگو


الهه حسینی
مطلب بعدی »