|
|
|
|
|||
غنچه های روشنپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : ايرج قنبري
گل ها به جز بهار پناهي نداشتند
اما به سمت پنجره راهي نداشتند
آن سان كه در بهار غريبانه زيستند
در فصل كوچ نيز گواهي نداشتند
پاييز بود و غربت…
تنهاییپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : عبدالرضا شهبازي
براي برادر جانبازم «احمدرضا» كه هنوز بدنش بوي باروت مي دهد
شلمچه هنوز
براي بوي عاشقان
بي قرار است
ديگر در هورالهويزه
قايقي نيست
تا…
«آه… بابا!»پنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : علي سليماني
دردي از جنس غريبي هاي شب
در ميان كوچه هاي شهر بود
آه بابا، چشم خيس پنجره
بعد تو با كوچه هامان قهر بود
آه بابا! غربت اينجا قد كشيد
از غروب…
نخل های جنوبپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : زنده ياد بهمن كرم اللهي
مي كه حنجر سرخ ات بريدني شده است
چقدر قصه ي دردت شنيدني شده است؟
اي آسمان سياهي، به احتمال قوي
كبوتر قفس تن پريدني شده است
دلي…
شعری شبیه توپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : نرگس شيرزادي
مادر گريست بي تو خودش را كنار تاك
بر قامت شكسته ي يك مرد چاك چاك
محرم شدي، زمين به طوافت قيام كرد
دنيا گذاشت روي تنت بوسه بوسه خاك
تسبيح…
صدای شکفتنپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : يدالله گودرزي
(به سردار شهيد حاج حسن نوري)
اي آنكه پيش آينه سرشاري از سكوت
حرفي بزن بگو به من اسراري از سكوت
گفتم سؤال هاي مرا پاسخي بده
اما جواب هاي…
ای شهید ازلپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : يدالله گودرزي
براي سردار شهيد محمد بروجردي؛ مسيح كردستان
عاشقانه پر زدي تا كرانه هاي دور
كردي از فراز خاك با كبوتران عبور
سر زد از كلام تو، چشمه چشمه…
بوی باروت و خونپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : فاطمه بديعي
لحظه اي كه آوردند، چكمه ها و ساكت را
عاشقانه مي بوييد، مادرم پلاكت را
بوي خون و باروت از، پاره هاي پيراهن
اشك هاي غم مي شست ماه سينه چاكت…
سرود گرم رهاییپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : زهرا پناهي
تمام حجم زمين، هيچ در برابر تو
چقدر بوي اقاقي گرفته پيكر تو!
خبر رسيد كه چشمان باغ غمگين است
كه تكه تكه شده قامت تناور تو
از آن زمان كه دلت…
پوتین های خواب زدهپنجشنبه 11 دی 1348
شاعر / نويسنده : معصومه كاظميان
پوتين هايش خواب زده شد
و تفنگش تنگ نفس
از عبور قطار قشنگ
به ديده باني دل رفت
و از موج شب
پلك پوتين را
گره زده به امتداد چاه
نگاهش…
|
|||||
|